تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامه هاى حكومتى فيروز ميرزا فرمانفرما ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
پانصد ششصد تومان سايرين كه خود بنده مىدهم كه از عهده مىآيد و خود نايب الحكومه هم مسلما سالى هزار تومان متجاوز بدون عرض و اطلاع به مردم رعايت مىكند و بدنام هجده هزار تومان تفاوت عمل هم هستم . حالت عراق و نايب الحكومه را تعجب دارم كه الحمد لله به جنابعالى مشتبه و پوشيده نيست و مىدانند نايب الحكومه چه قسم راه مىرود و راه رفته با اين حالت مثل ميرزا رضا مجعول و مجهولى به اين قسم‌ها عرض خلاف مىكند و در مقام تجرى بر مىآيد . مهر : فرمانفرما 1294

[ 104 نامه نصرت الدوله در خصوص رسيدگى به شكايت يكى از مالكين مبنى بر دريافت ماليات اضافه از محصول او - 1294 ق ]

هو ، فدايت شوم در باب على اكبر خان پسر محمد حسين خان خلج كه او هم در اين ضمنها خواسته بود جعلى كرده باشد و وسيله به دست بياورد كه از دادن ماليات طفره نمايد ، چنانچه عادت سابقه اوست هميشه اين طرف آن طرف فرارى است وقت محصول فرصت يافته مىآيد تر و خشك هرچه دارد جمع مىكند مىرود در زاويه مقدسه قم مىنشيند . چنانچه پارسال ماليات او نرسيده ، امسال هم بر زمين است و سپرده بودم نايب الحكومه آدم بگذارد در سر محصولش كه ماليات ملزمى خود را بدهد تتمه را ببرد . بعد از آنكه به لباس تشكّى عرض كرده و تعليقه صادر فرموده بودند كه چرا به على اكبر خان زيادتى شده ، تعليقه را نگاهداشته سوادى مطابق اصل يا مخالف اصل نزد نايب الحكومه فرستاده بود و آن آدم را هم كه در سر محصول او بود جواب نموده بود كه دره را خلوت نمايد ، هرچه هست و نيست بردارد ببرد و باز ماليات دوساله‌اش به زمين بماند اسباب دردسر ديوان و عسر و حرج حكومت بشود . لابد از همدان تفنگدارى مجددا مأمور نموده فرستادم كه نايب خلجستان هم كمك نمايد يا خود على اكبر خان را حاضر كنند ، مالياتش را بپردازد يا در سر ملك و محصول او باشند تا حساب مالياتش را تمام نمايد . گويا حالت على اكبر خان به حضور جنابعالى واضح باشد او كيست كه زيادتى به او بشود و غير هرزگى و خلاف‌گويى در اين سنوات از او چيزى ديده نشده . مىخواهند ماليات ديوان را بخورند ، از اين عرضها مىكنند . به جهت استحضار عرض شد . خود نايب الحكومه هم مراتب را عرضه داشته خاطر مبارك مستحضر شده است . امر از جنابعالى مدظله است . مهر : فرمانفرما 1294