سلطنتآباد حضورا بايد جواب داده شود .
[ جمادى الاول 1288 ]
مهر : عبده فيروز 1252
[ 52 نامه نصرت الدوله به شاه درباره مشاجره او با مستوفى الممالك بر سر تهيه ملزومات نظامى - درخواست صدور فرمان شاه مبنى بر بىاعتبارى حكم نظام الملك در امور قشونى - جمادى الاولى 1288 ]
قربان خاكپاى مباركت شوم براى صدق خود يكى از تعليقهجات نظام الملك را فرستادم ملاحظه فرمايند و همچنين نوشته ميرزا سيد احمد نايب الحكومه عراق « 1 » را كه در مرحله برهم زدن دستور العمل و كيفيت مهاجرين نوشته بود كه از جميع ولايات رسيده و مىرسد و همه يك مضمون است فرستاده شد كه از نظر مبارك بگذرد . اين غلام جاننثار نزديك تشريففرمايى شاهنشاه روحنا فداه از كربلا به جهت ملبوس و تدارك نظامى با آن استيلاى جناب مستوفى الممالك كه قبول نمىكرد و حرف ركيك مىزد دو سه مجلس كارمان باوجود قوم و خويشى و همهچيز به مشاجره و قهر كشيد كه هنوز هم به همان حالت برقرار و يك احوالى نپرسيدهام حالا بعد از پنجاه و پنج سال خدمت اين سزاى خدمات چاكر خواهد بود كه از اين مقوله اشخاص كه اندازه هيچوقت براى خود يا حدود خود قرار ندادهاند متحمل شود و آبروى خود را به باد بدهد و يك تلگرافى از فارس كرده بودند او را هم فرستادم كه ملاحظه فرمايند و خيالات مداخله آنها را به جهت برهم زدن دستور العملهاى قشونى و تلقين به مباشرين آگاهى حاصل فرمايند كه خيالات بىحدود و بىاندازه ايشان از اينها نيست . اين غلام رجوعى به كار ديگرى ندارد و فكر آبروى خود را دارد و از مؤاخذه روز آخر مىترسد . عرض چاكر از اين شقوقات بيرون نخواهد شد يا مقرر فرمايند كه دفتر لشگر هم سوا [ و ] جدا خود همه ساله دستور العمل و كتابچه ممهور عليحده بدهد كه ثبتى در استيفا بردارند او را هم عليحده به ولايات ببرند و يا ملفوفه فرمان مبارك صادر شود به همه ولايات كه ابدا نوشته و حكم نظام الملك در امور قشونى به هيچوجه اعتبار ندارد و معتبر نيست . سواى نوشته وزارت جنگ كه با حكم مبارك خواهد بود و براى تنبيه و آگاه كردن اين قسم مردمان جسور خودسر را كه جميع دفاتر و دستور العملهاى لشگرى را بىجهت ضايع و
هامش
( 1 ) . نام سابق اراك