شلوغ « 1 » كردهاند اگر راى مبارك علاقه گيرد يك نفر از عمله خلوت محصل باشد هر مستوفى ولايت كه خودسر اين جسارت را به صوابديد نظام الملك كرده اين وجوه تحت باقى قشونى را كه بدين واسطه پنج ماه عقب انداختهاند همان مستوفى آن ولايت با نظام الملك تنخواه را بدهند خودشان از آن ولايت گرفته به عوض پول خود بردارند كه نقدتر و بهتر از اين پولى نخواهد شد و تنبيه با معنى بىصدايى به اين مقوله جسارتها بهتر از اين نمىشود و الا اين غلام ديگر مداخله به اين امورات را با اين تفصيلات در قوه نخواهد داشت و از آبروى چندين ساله نگذشته است و كار پيشرفت نخواهد كرد امر المطاع .
[ جمادى الاول 1288 ]
تا خبردار شدم در جميع ولايات اين غلط كارى و شلوغكارى را كردهاند سواى آذربايجان و مازندران كه نگذاشتم او را شلوغ نمايند و تنبيه شدند .
مهر : عبده فيروز 1252
[ 53 نامه نصرت الدوله به شاه درباره كارخانه تفنگسازى و معاملات عليقلى خان سرهنگ حاكم سمنان - 1288 ق / 270 ، 269 / 14 / 64 54 / نامه نصرت الدوله درباره خدمات و صداقت ميرزا محمد رضا پيشكار عراق در امور ديوانى - 1294 ق ]
قربان خاك پاى مباركت شوم جمع برآوردها و قبوض جهانگير خان را از هربابت از جهت كارخانه تفنگسازى و بنايى و قورخانه با خود او كه شايد جواب و سوال حضورى را مايل باشند فرستادم به هرچه مقرر مىفرمايند اطاعت شود مقرر فرمودند كه از آن كوكها كه هست زده شود و تدبيرى به كار برد اين غلام كوك نمىزد بلكه كارهاى پاشيده را و پاره شده را به صدق تمام و عرضهاى صادقانه مىدوزد عجالتا كوكها بدين تفصيل است تا چه مقرر فرمايند . آنچه تفاوت عمل قشونى بود كه جمع خود كردهام كتابچه نموده فرستادم منوط به حكم مبارك است . فقره ديگر عمل ساوجبلاغ است كه پنج هزار تومان مىدهند و نظام الدوله نوشته بود به هرچه راى مبارك قرار بگيرد . فقره ديگر عرض كشيكچى باشى بود كه از على قلى خان سرهنگ نوشته بود و مأخذ او را فرستاده بود كلا على قلى خان جواب نوشته كتابچه كرده عريضه هم در معامله گزاف خان حاكم سمنان
هامش
( 1 ) . اصل : شلوق