تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
منطق ارسطو از همين نقطه ، استفاده كرده و قانون زير را بعنوان قاعدهء عقلى قبلى و پيش از تجربه بما عرضه مىكند : ( اتفاق و تصادف نه دائما مىشود و نه بطور اكثريّت ) و غرضش همان تصادف نسبى است و مرادش اين است كه تصادف نسبى ، بطور استمرار تكرارپذير نيست و چنين نتيجه ميگيرد كه اگر دو پديدهء همزمان ، در خلال استقراء بطور مستمر تكرار گرديد اين تكرار ، كاشف از رابطهء سببى ميان آن دو پديده خواهد بود زيرا اگر همزمانى ايندو ، فقط به حكم تصادف نسبى مىبود مسلّما بطور استمرار تكرار نميشد زيرا تصادف نسبى بصورت‌هاى يكسان هميشه تكرار نميشود ممكن است گاهى اتفاق بيفتد كه يك بار ( الف ) با ( ب ) تصادفا هم‌زمان باشند و در بار دوم و سوّم نيز همزمانى ( الف ) با ( ب ) امكان تصادف را دارد ولى اين مطلب ، امكان‌پذير نيست كه ( الف ) در هربارى كه وجود يابد به حكم تصادف همزمان با ( ب ) باشد زيرا تصادفات نسبى همانند ، امكان ندارد كه پياپى هم واقع شود . منطق ارسطو كه اصرار دارد اين قانون ، قانونى است عقلى و ماقبل تجربه ، غرضش اين است كه براى دليل استقرائى يك اساس منطقى پىريزى كند كه دليل استقراء را با شناخت عقلى كه پيوستى با تجربه نداشته باشد ارتباط داده و قياسى از اين قانون بدست آورد و دليل استقراء نتيجهء منطقى همان شناخت‌هاى عقلى گردد .

( حدّ كامل قانون عقلى ارسطو بايد تعيين و مشخّص شود )

با تمام توضيحاتى كه تا اينجا داده شد هنوز نقطهء واقعى و حسّاس استقراء از نظر ارسطو تاريك مانده و ميبايست روشن گردد و آن اينكه : قانون ارسطو ميگويد تصادف نسبى تكرارپذير نيست يعنى تصادفات متماثل و همانند ، بدنبال هم واقع نميشوند ولى درجه اين تكرار نشدن و دنبال هم نبودن را تعيين نميكند كه آيا تكرار نشدن نسبى ، تا آنمقدار است كه تمام عمر طبيعت را از زمان حاضر و گذشته