تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
امكان اين معنا خواهد بود كه انبساط آهن با سبب ديگرى غير از حرارت ارتباط دارد . زيرا آنچه سببّيت عامّه حكم مىكند همينقدر است كه انبساط را سببى است و اما نوع آن سبب چيست ؟ سببيّت عامه آن را تعيين نميكند پس دليل استقرائى پس از آنكه سبب عامى را ثابت كرد بايد برهانى بياورد كه ثابت كند سبب انبساط در آهن مثلا همان حرارت مجاورى است كه در خلال آزمايش مقارن با انبساط بود زيرا تنها مقارن بودن حرارت و انبساط نميتواند برهان منطقى بر آن باشد كه حرارت سبب انبساط است زيرا همانطور كه احتمال ميرود انبساط مسبّب از حرارت باشد همينطور احتمال ميرود كه انبساط در حال وجود حرارت فقط به حكم تصادف بوده و انبساط بسببى ديگر مرتبط باشد و تصادفا در آن لحظه كه حرارت بآهن برخورد نموده انبساط نيز بواسطه سبب غير مشخصى موجود شده است . و هم‌چنين هرپديده‌اى كه در خلال استقراء با چيزى همراه باشد همين حكم را خواهد داشت و تنها مقارنت يك پديده با ديگرى كافى نيست كه اثبات كند يكى از آن پديده‌ها سبب پيدايش ديگرى است ما دامى كه احتمال ميرود سبب ديگرى در كار باشد و به نظر ما نرسيده باشد و وجود ايندو پديده بهنگام آزمايش تصادفى بيش نبوده و اگر احتمال تصادف پيدايش انبساط بهنگام آزمايش آهنى در يك بار جايز باشد در بار دوم و سوم نيز جايز خواهد بود زيرا آنچه در آزمايش اولى از نظر عقل مانعى نداشته باشد در آزمايش دوم و سوم نيز مانعى نخواهد داشت و همينطور دامنهء احتمال تصادف از نظر منطقى كشيده مىشود و هرچند آزمايش تكرار شود نميتوانيم سببيّتى را ميان ايندو پديده كشف كنيم . ما از اينجا ببعد در بحثهاى اين كتاب به منظور آسانى درك اين مطلب از پديده‌اى كه دليل استقرائى آن را ثابت كند به ( أ ) يا ( الف ) و از پديده‌اى كه دليل استقرائى ارتباط آن را با پديدهء اوّليّه ثابت مىكند به ( ب ) يا ( باء ) و از چيز سوم