مجموعه و بر اين اساس كه گفته شد استدلال استقرائى استدلالى است صحيح و منطقى به جهت اينكه براى كشف قضيه تازهاى كه از قضاياى متعددى بدست آمده استدلال شده و حال آن قضايا در خلال دو استقراء مزدوج و آميخته بهم كاملا شناخته شده است .
نتيجههاى اين بحث :
نتيجههائى كه از اين بحث بدست مىآيد بقرار ذيل است :
اولا : اينكه استقراء كامل بعنوان موضوع اساسى در اين كتاب مورد بحث نيست .
ثانيا : دليل استقرائى اگر براساس استقراء كامل باشد لامحاله علم به نتيجه را بدنبال دارد كه لازمهء منطقى استقراء كامل علم به نتيجه است .
ثالثا : استقراء كامل ممكن نيست برهان به آن معنا كه ارسطو ميگويد باشد زيرا به تنهائى نميتواند علت را كشف كند .
رابعا : استدلال باستقراء كامل از نظر شكل منطقى صحيح است و از قبيل استدلال به چيزى با خود آن چيز نيست .
و خامسا : استقراء كامل در قضاياى كلى علوم امكانپذير نيست .
* * *
استقراء ناقص از نظر ارسطو
مشكل استقراء ناقص
اكنون لازم است كه استقراء ناقص را از ديدگاه ارسطو بررسى نموده و باشكال طفره و جهشى كه در آن از خاص بعام هست توجه كنيم و اين همان موردى است كه در اين كتاب موضوع اساسى بحث ما خواهد بود .