تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

علوم شرطيه‌ايكه كه واقع مشخص دارند

علوم اجمالى شرطى به دو قسم منقسم مىشود . يكى : آن علم اجمالى شرطى كه از براى شرطش جزاى معيّنى در واقع هست ولى جهل ما است كه باعث تشكيل قضيّهء شرطى اجمالئى مىشود كه از جزاى آن قضيه ببدلهاى متعددى تعبير ميكنيم و همگى آنها مورد احتمال ما است و لكن يكى از آنها همان جزائى است كه در واقع با شرط مرتبط است و بعبارت ديگر اگر از ذات باريتعالى كه بر همه چيز آگاه است بپرسيم كه در علم اجمالى ما آن جزائى كه مربوط به شرط است چيست ؟ خداى تعالى ميتواند آن جزا را براى ما معيّن فرمايد . و مثالش آنكه : ما بعلم اجمالى شرطى بدانيم كه هرگاه فلان مادّهء معيّن را استعمال كنيم در جسم ما يكى از حالات ( 1 ) يا ( 2 ) يا ( 3 ) ظاهر خواهد شد در چنين حالتى ممكن است كه ما بشخصى كه از خصوصيّات آن مادّه اطّلاع كامل دارد مراجعه نموده و او جزاء حقيقى را كه با شرط ارتباط دارد براى ما معيّن و مشخّص سازد . و مثال ديگر آنكه ما ميدانيم اگر در ساعت فلان به بيمارستان برويم فلانى و يا فلانى را آنجا ملاقات خواهيم كرد در اين صورت ممكن است كه ما به كسى كه در همان ساعت در بيمارستان بوده مراجعه نموده و از او بپرسيم و افراديرا كه در آنوقت معيّن در بيمارستان بوده‌اند و اگر ما ميرفتيم آنان را آنجا ميديديم معيّن كنيم و اين بدان معنا است كه جزاء در قضيهء شرطى اجمالى كه علم اجمالى نمودار آن است در واقع و حقيقت مشخّص است هرچند كه ما نميدانيم و دليل تشخّص واقعىاش آن است كه كسى كه از ما بيشتر بموضوع معرفت دارد ميتواند جزاء را از براى ما تعيين كند . دوّم : علم اجمالى شرطيكه در جزايش بدلهاى متعددى را فرض ميكنيم ولى هيچيك از اين بدلها در واقع از براى جزا شدن تعيّن ندارد حتّى اينكه اگر ما از ذات باريتعالى كه بر همه چيز دانا است بپرسيم كه يكى از اين بدلها را بعنوان