تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
4 - فقط ( ا ) و ( ب ) بديدار ما خواهد آمد . 5 - فقط ( ا ) و ( ج ) بديدار ما خواهد آمد . 6 - فقط ( ب ) و ( ج ) بديدار ما خواهد آمد . 7 - ( ا ) و ( ب ) و ( ج ) همگى بديدار ما خواهند آمد . و اين علمى است كه تنافى در ميان اطراف هفتگانه آن فرض مىشود كه از قسم اوّل است و اين بدان معنا است كه ما در هرعلم اجمالى ميتوانيم با علمى از قسم اوّل مواجه باشيم . ما در اينجا هروقت كه علم اجمالى بگوئيم مقصود ما از آن همان علم اجمالى از قسم اوّل است كه تنافى در ميان اطرافش فرض مىشود و اگر گاهى بخواهيم از علم اجمالى كه تنافى ميان اطرافش فرض نميشود تعبير كنيم كلمهء علم اجمالى را از براى آن استخدام نخواهيم كرد . از آنچه گذشت دانسته شد كه ما در حالت هرعلم اجمالى با نكات زير مواجه هستيم . اولا : علم به چيز نامشخّص ( كلّى ) . ثانيا : مجموعهء اطرافى كه هرعضوى در آن نمودار احتمالى معلوم تلقّى مىشود يعنى احتمال ميرود كه آن همان چيز نامشخّص باشد . ثالثا : مجموع احتمالاتى كه شماره‌اش با شمارهء مجموع اطراف مطابق است زيرا در هريك از اطراف علم اجمالى احتمال ميرود كه نمودار معلوم ما باشد پس بموازات هرعضوى از مجموع اطراف عضوى از مجموع احتمالات قرار گرفته است . رابعا : ميان اعضاء مجموع اطراف تنافى هست و ارزش مجموع احتمالاتى كه در هرعلم اجمالى وجود دارد مساوى است با ارزش علم و كمتر از ارزش علم نيست و گرنه معنايش آن است كه احتمال بدهيم همهء آن احتمالات دروغ باشد - در حالتى كه چنين احتمالى نيست زيرا با علمى كه داريم تناقض دارد - و نه ارزش احتمالات بيشتر از ارزش علم است زيرا اين احتمالات نتيجهء علم هستند و اگر يك واحد صحيح را