تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
ارزش احتمالى وجود دارد و تعريفى كه براى احتمال شد شامل اين ارزش احتمالى نخواهد شد زيرا در تعريف احتمال ، تساوى در درجهء احتمال ، قبلا اخذ شده است و ما دامى كه تعريف احتمال ، مقياسى براى احتمال قرار ميدهد كه در مرحلهء سابق ، فرض يك ارزش احتمالى را نموده است اين‌چنين مقياس نميتواند ارزش احتمال مفروض در مرتبهء سابق را شامل گردد و باينجهت تعريف ، ناقص و ناتمام خواهد بود و بعبارت ديگر احتمالاتى كه ما داريم در دو سطح است : يكى عبارت است از درجات احتمالات حالات ممكنه كه هرحالتى به تنهائى در نظر گرفته شود و هنگاميكه درجهء احتمال هرحالتى را به تنهائى مشخّص نموديم و فرض كرديم كه حالات ممكنه ، همگى مساوى هستند بسطح دوّم در احتمالات منتقل ميشويم يعنى احتمال رويداد - هائى كه با بعضى از آن حالات ممكنهء كه در ارزش مساوى بودند مرتبط باشد و تعريفى كه براى احتمال گفته شد بر احتمالات در سطح دوّم منطبق مىشود و ميزانى براى آنها قرار ميدهد ولى احتمالات قسم اوّل را مشخّص نميسازد زيرا آن احتمالات را مفروض دانسته و ارزش آن‌ها را مساوى فرض كرده است و از اينرو است كه تعريف ناقص و ناتمام است و همهء احتمالات را شامل نميگردد . و براى اينكه اين اعتراضى را كه بتعريف نموديم عميقا مورد دقت قرار دهيم و به‌بينيم تا چه اندازه اعتراض موجه است ناچاريم مفهومى را كه تعريف مذكور از تساوى حالات ممكنه فرض نموده بدقّت مورد بررسى قرار دهيم و به‌بينيم معناى تساوى در اين تعريف چيست ؟ تساوى را در اين‌جا ميتوانيم به دو معنى تفسير كنيم . اوّل اينكه : تساوى حالات ممكنه را به تساوى در ارزش احتمال تفسير كنيم و براساس اين تفسير بود كه اعتراض سابق را بر تعريف نموديم زيرا تعريف احتمال اگر بر اين اساس باشد براى مقياسى كه از براى احتمال مقرّر ميدارد قبلا احتمالى و ارزش احتمالى فرض مىكند و معناى اين آنست كه تعريف خود نتواند آن احتمالى را كه فرض كرده تعيين و تحديد نمايد .
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 170 | السيد محمد باقر الصدر / سيد احمد فهرى زنجانى