تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
ص 153 س 2 : ظ : كه شعر متينى گفته ( با كلمهء متنبى جناس خطى دارد ) ص 153 س 3 : مروما غلط و صحيح آن مروم ( بكسر ميم آخر بدون تنوين ) صحيح است و مروم بمعنى مقصود و مطلوب است . ص 153 س 14 و 15 : خاطر به صورت مفرد صحيح و خواطر با واو جمع است و بايد در مقامى گفته شود كه مربوط بجمعى باشد يا مقصود خواطر نفس باشد . ص 154 س 19 : قائم در اصطلاح شطرنج عبارت از برابرى و تساوى دو حريف است و قائم انداز بمعنى شطرنج باز كامل و بىنظير و مترادف با غالب به كار ميرود . ص 154 س 21 : در بازى جنگ ، مات و دنگ برآمد ، دنگ بمعنى حيران است . ص 155 س 22 : حاشيه سوط عذاب بدون ال صحيح است . ص 155 س 9 و 10 : بعضى [ را ] ص 155 س 11 : يعذبهم غلط و صحيح آن لعذبهم است با لام و ذال مشدد مفتوح . ص 156 س 22 : رهبان بضم راء جمع راهب است و بجمع بستن مجدد حاجتى نيست ، همچنين در صفحهء 158 سطر 8 و سطر 11 . ص 157 س 9 : بضع بضم باء و سكون ضاد بمعنى فرج و جماع است و جمع آن ابضاع مىباشد و كنايه از زن مىآيد . ص 158 س 15 و 16 : مراد از سجده در نماز آنست كه اگر كسى سورهء ص را در نماز تلاوت كند و به محل سجده كه « خر راكعا و أناب » است برسد آيا بايد به سجده برود يا نه ؟ در ميان فقها اختلافست . امام شافعى آن را سجدهء شكر ميگويد نه سجدهء تلاوت و به اصطلاح فقها آن را از عزائم سجود نميداند ، فقهاى شيعه نيز چهار موضع را عزائم سجود دانسته سجدهء آن را واجب و مواضع ديگر را مستحب ميدانند و خواندن چهار موضع را در نماز جائز نميدانند پس سجدهء ص در نزد فقهاى حنفيه بايد در نماز هم بجا آورده شود ولى در مذهب شافعى گزارده نميشود . ص 162 س 1 : نام [ آن ] مصر عتيق . ص 162 س 22 : بدوى سوار - سوار بكسر سين بمعنى دست برنجن يعنى دستبند است معنى آنكه : مانند صحرانشينان در دست خود دست برنجن داشتند . ص 162 س 22 : وشاقان جمع وشاق ( كلمهء تركى ) كه بضم و كسر واو هر دو آمده و بمعنى غلام ساده رو مىباشد شايد مترادف با كلمهء زيبا به كار برده و مراد از آن اسبان زيبا باشد . ص 163 س 17 : سانهاى بزرگ معنى آن دانسته نشد . ص 164 س 3 : نمارق جمع نمرقة بضم نون و راء بمعنى بالش و متكا و پشتى . ص 164 س 6 : نعايم از تصرفات منشيان است كه بجاى نعم ( نعمتها ) به كار برده‌اند و از لحاظ صرفى غلط است .