در شب بدر . پس آن چهارپايى كه محفّهء آن حضرت برو بار كرده بودند باز داشتند و مردمان كه زيادت از ده هزار كس بودند پيش محفّهء او و حوالى آن بايستادند و مقدّم و مقتداى ايشان آن دو امام حديث بودند . پس امام فرمود : حديث فرمود از براى من پدر من كاظم موسى و او گفت حديث فرمود از براى من پدر من صادق جعفر و او گفت حديث فرمود از براى من پدر من باقر محمد و او گفت حديث فرمود از براى من پدر من زين العباد على واو گفت حديث فرمود از براى من پدر من شهيد حسين و او گفت حديث فرمود از براى من پدر من مرتضى على و او گفت حديث فرمود از براى من حبيب من مهتر پيغمبران مرسل محمّد مصطفى صلى اللّه عليه و سلّم و او فرمود حديث فرمود از براى من برادر من مهتر ملايكه جبريل و او گفت حضرت حق سبحانه و تعالى جلّ جلاله بكلام بيچون خود با من فرمود : كلمهء لا إله الا للّه حصار منست پس هر كس كه آن كلمه را گفت در آمد در حصار من و هر كس كه در آمد در حصار من آمن شد از عذاب من ، اينست تمام حديث . راوى گفت : چون حضرت امام رضا صلوات اللّه عليه اين حديث فرمود ، ده هزار كس آن حديث را باسناد نوشتند و اين اول احاديث است كه در صحيفهء امام رضا كه جمع احاديث مرويّهء خود فرموده ثبت شده است و اللّه اعلم .
اينست ترجمهء حديث . [ 149 ر ] چون فقير حقير اين حديث را با ترجمه قراءة كردم و بيان مناسبت مطلع آن غزل كه در منقبت حضرت امام فرموده بودند با حكايت ، كردم چه مطلع تركى را ترجمه به زبان فارسى ، نزديك به اين بيت است .
مطلع
برقع برافكن اى صبا آنروى گلگون ناك را * بنما مرا كز خون خود افشان كنم آن خاك را
و اين مناسبتى تمام دارد به آن حال كه حضرت امام رضا صلوات اللّه عليه برقع از روى مبارك برداشت و از براى اهل نيسابور حديث فرمود . فى الجمله حضرت خلافت پناهى خانى را از سماع آن حديث دالّ بر شرف توحيد ، در خاطر اهتزار و سرور بسيار پيدا شد و حاضران حديث را حفظ كردند و اجازت روايت يافتند . بعد از آن