كبرياؤه كلمة لا إله الا اللّه حصنى فمن قالها دخل حصنى و من دخل حصنى امن من عذابى الحديث بتمامه . فلمّا حدث الامام هذا الحديث باسناده كتبه فى ذلك المحضر عشرة آلاف انفس من الحضار و هذا اول الاحاديث المذكورة فى صحيفه الرضا و اللّه هو الموفق و المستعان .
ترجمهء حديث مذكور اخبار كرد ما را شيخ انام مقتداى سادات و اشراف شرف آل عبد مناف قاضى شريف محيى الدين عبد القادر حسنى حنبلى مكّى كه قاضى قضاة حنبليان بود در مكّه و مدينه هر دو و امام جماعت حنبليان بود در حرم مكّه مقابل حجر الاسود قدس اللّه روحه و اخبار او بطريق اجازه بود باسنادى كه او را بود به شيخ - الامام ابن صبّاغ مالكى رحمه اللّه در آن خبرى كه ياد كرده در كتاب خود كه نام آن كتاب فصول المهمّه فى معرفة الايمه است و آن كتاب را در مناقب دوازده امام تأليف كرده و ابن صباغ باسناد خود روايت كرده كه چون امام على بن موسى رضا سلام اللّه عليه [ 148 پ ] به شهر نيشابور در آمد در آن سالى كه مأمون خليفهء عباسى التماس حضور او در مرو شاهجان نموده بود كه او را ولايت عهد خلافة مسلمانان بدهد تمامى اهل آن مملكت از حكّام و ايمه و علما او را استقبال كردند و در ميان ايشان دو امام موجود كه پيشواى مسلمانان بودند در حديث ، ايشان احمد بن حرب نيسابورى و محمد بن اسلم طوسى بودند و امام رضا وقتى كه به نيسابور فرمود در محفّهء خود بود و آن محفّه را به سترها « 1 » و پردهها گرفته بودند و مردمان انتظار داشتند كه آن حضرت پرده بردارد تا روى او را به بينند . پس احمد بن حرب و محمد بن اسلم ندا كردند و آواز برداشتند و گفتند : « اى امام ترا سوگند ميدهيم و از تو ميخواهيم كه پرده بردارى و ما را حديث گويى بحديثى كه از پدران خود شنيده باشى . » آن حضرت برقع از روى مبارك برداشت و سر از محفّه بيرون كرد و دو گيسوى مبارك آويخته بود همچو ماه
هامش
( 1 ) - در اصل : شترها .