تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
مقتضاى او وجوب است و حمل او بر اباحت و استحباب مجازست و بقرينه بر آن محمول ميگردد و امر زيارت قبور باجماع مقتضى وجوب او نيست پس مستحب خواهد بود يا مباح و حديث اول كه رخصت است بعد از نهى ظاهرا اباحت مقتضاى او خواهد بود بنا بر آنكه در عقب حرمت است كه مقتضاى نهى است و اين حديث دوم چون علت او را ذكر موت ساخته و لا شك ذكر موت از اسباب قرباتست . پس اين قرينهء مرجحهء استحباب مىگردد نه مجرد اباحت و حديث اول بر دوم محمول مىبايد ساخت بنا بر زيادتى معنى استحباب و فايدهء او چنانچه در اصول مقرر شد . پس ازين بيرون آمد كه زيارت قبور مستحب باشد زيرا كه مذكر موت است فامّا اين حكم نسبت با مردانست و چنانچه در اصول مقرر شده زنان در خطاب مردان داخل نيستند بمذهب مختار و لفظ « نهيتكم » و « زوروا » خطاب مردانست . پس حكم كراهت يا حرمت نسبت با زنان همچنان باقى باشد و اكثر علما برانند كه زيارت قبور زنانرا مكروهست زيرا كه ايشان مأمور به بسترند و نشستن در خانهاء خود و نيز ضعف بريشان غالب است و شايد چون زيارت كنند مصيبت اموات ايشانرا تازه گردد و جزع بريشان غالب گردد و جزع مكروه است ، پس آنچه منجر بدان گردد مكروه باشد و چرا گفتيم كه مكروه است و حرام نيست زيرا كه حضرت فاطمه و عايشه رضى اللّه عنهما زيارت قبر كرده‌اند ، اما فاطمه عليها السلام زيارت قبر حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلّم فرموده و شايد كه كسى زيارت قبر را نسبت با زنان ، حرام يا مكروه ميداند ، قبر حضرت پيغامبر را صلى اللّه عليه استثنا كند و ظاهر چنين است زيرا كه سلف و خلف در جميع اعصار زنانرا رخصت زيارت قبر حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلّم داده‌اند و در آنجا هيچ كراهتى در هيچ [ 144 ر ] زمان نبوده و نيز ثابت شده كه حضرت فاطمه عليها السلام زيارت قبر حضرت سيد الشهدا حمزه ميفرموده و اين دلالت بر جواز مىكند بلا كراهت . ليكن علما اطلاق كراهت كرده‌اند و شايد نسبت با زنانى باشد كه ايشان صبر نتوانند كرد و در زيارت قبور تارك جزع نتوانند