شد و نيز ثابت شده كه حضرت عايشهء صديقه رضى اللّه عنها زيارت قبر برادر خود عبد الرحمن بن ابى بكر كرد و او در جايى ديگر وفات كرده بود و او را بمدينه يا مكّه نقل كردند و عايشه حاضر شد و او را زيارت كرد و فرمود اگر وقت وفات تو حاضر مىبودم ترا زيارت نميكردم و اين دلالت بر آن مىكند كه حرام نيست زنانرا زيارت قبور زيرا كه حاضر شد و زيارت كرد و آنكه فرمود اگر وقت وفات تو حاضر بودمى ترا زيارت نميكردم ، دلالت بر كراهت مىكند چه زيارت بعذرى كرده و ارتكاب امر مكروه نزد اعذار مىتوان كرد بخلاف حرام . فى الجمله از دلايل علما در كراهت زيارت قبور زنانرا اين سخن عايشه است و شايد كه استدلال جويند بدانكه نهى از زيارت قبور در اول بر طريق كراهت بوده نسبت با مردان و زنان زيرا كه نهى در كراهت هم مىباشد و چون امر به زيارت كه فرمودهء « زوروا » بر آن دلالت مىكند نسخ كراهت نسبت با مردان كرد ، حكم كراهت نسبت با زنان همچنان باقى ماند .
پس زنانرا مكروه باشد زيارت قبور ، پيشتر ازين بدين معنى ايمايى واقع شد . اينست بيان حكم زيارت قبور و از حديث دوم مفهوم چنان ميگردد كه استحباب زيارت قبور از جهة آنست كه مرگ را ياد كنند ، پس فايدهء او منحصر درين باشد زيرا كه در اصول مقرر شده كه حكم معلّل بسبب از علت خود تجاوز نميكند و زيارت قبور حكميست كه معلّل بذكر موت شده پس از ذكر موت تجاوز نكند و آنكه ميگويند در زيارت قبور فايدهء وصول فيض از باطن زاير يا مزور به ديگرى مىباشد ظاهر حديث بر حسب قاعدهء اصول نافى آنست ، فامّا سلف و خلف متفقاند در آنكه زيارت قبور اكابر و صلحا موجب حصول فيض غيبى و بركات عالم ارواحست نسبت با زايران و اين امر حكم مجمع عليه گرفته است و علما كه زيارت قبر حضرت پيغامبر را صلى اللّه عليه و سلّم مستحب دانستهاند و در تأكيد استحباب او مبالغات كردهاند همانا غرض ايشان نه همين بوده كه اين كس كه زايرست ياد مرگ كند زيرا كه [ 144 پ ] در زيارت تمام قبور اين معنى حاصل است بلكه ملاحظهء ثواب و فضيلت كردهاند و
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى ) — صفحة 333
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص٣٣٣