خلايق بر حسب تفاوت درجات و تباين طبقات « 1 » در اطراف آن مكان وسيع و اكناف آن موضع رفيع جاى گرفته و در ظلال سايهبانهاى نامدار كه مظلّه فلك دوّار را از ارتفاع آن [ 123 پ ] پستى روى نمايد و خرگاههاى گردون مدار كه خرگاه سبز اين مقرنس سراى در جنب پايهء او باب خجالت بر گشايد ، امرا و اعيان عساكر نامدار ، قرار و استقرار گرفتند و خرگاه اعلى كه مستقرّ مجلس همايون بود مشحون شد بسلاطين نامدار و علماء عالى مقدار و امراء كامگار و فضلاء كثير الآثار و بعد از تقديم مباحث علميّه ، مبحث استفتا از ذبيحهء قزّاق در ميان آمد و مباحثى كه فقير درين كتاب ذكر كردهام در باب حكم مقاتله با قزّاق از فقير صدور يافت و بعد از فراغ از مباحثات ، توشمالان چابك دست بانداختن سماط بر آن بساط ، انبساط و نشاط نمودند و الوان نعايم لذيذه و انواع اطعمه طيّبه در ميان آوردند از كثرت لحوم سر سر خود مىخورد و پشت بهفت پشت مردم ميرسيد ، دست و شانه بنشانه دست بدست مىبردند و همه كس از پهلوى سينه بكام دل طعام وافر مىخوردند ، رانها از كثرت گوشت در پا انداخته بودند و ازارقه « 2 » شكم را چهار پهلو ساخته بودند .
ابيات
لطف سلطان چو گستريد سماط * همه عالم گرفت عيش و نشاط
كرمش چون سماط رزق انداخت * گرد سفره ز چرخ گردون ساخت
بس كه حيوان درو بريده سرست * حمل و جدى چرخ را خطرست
سان اسب ار كشيده زين سانست * اسب را زندگى چه امكانست
مرغ از بس كه كشته آنجا شد * بعد ازين مرغ جمله عنقا شد
هامش
( 1 ) - در اصل : طبعات .
( 2 ) - در اصل : ازارخد .