سى و نهم از جلوس شاهى * تاريخ مجدّد الهى
چون سال عرب شمار كردم * الف و سه الف نگار كردم
اين باغ كه پر ز نكهت تست * يك گل ز نهال دولت تست
دارم طرب اياغ ديگر * در طرح چهار باغ ديگر
گر عشق چنين بسوزدم پاك * مهتاب برون برآرم از خاك
بگداخته آبگينهء دل * آيينه دهم به دست محفل
بر خواب نهد فسانه بازار * من گشتم ازين فسانه بيدار
اين عرصهء آسمان نودان * كانجاست نظر ز كهنه گردان
جادو نفسان به نوك خامه * بستند طراز كارنامه
من هم به جهان ز بهر اسمى * بستم ز سخنورى طلسمى
بگداختهام دل و زبان را * كين نقش نمودهام جهان را
طبعم چو به خامه نكته مىبيخت * در محبره آب خضر مىريخت
مىديد به نافهء ترى مشك * مىكرد مسيحش از نفس خشك
اين محبرهايست عنبر آمود * يا مجمرهايست عنبرين دود
شد مهد چو اين بلند طارُم * در نهصد و پنجه و چهارم
اكنون كه چل و نهم درين دير * هفتاد و دو شعبه كردهام سير
در بتكدههاى هند محفل * آتشكدههاى فارس در دل
بنموده به صد طلسم و نيرنگ * آيينهء شاهى از كف زنگ
امروز به دودمان ايام * زد نوبت من سپهر بر بام
سلطان سخن كه شد امانم * اورنگ نهاد بر زبانم
هم با امرا نظير گشتم * هم بر شعرا امير گشتم
هرسو گذرم به نكتهرانى * زانو زندم صف معانى
تا عشق نشست در ضميرم * اكليل طراز نه شريرم
شمشيرزنان ملك معنى * نازكفكنان رزم دعوى
چون بر سپهم نظر فكندند * در معركهام سپر فكندند
كلكم ز سر بلند نامى * طغراكش قادر الكلامى
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 211
مساهمون: توفيق سبحانى
ص٢١١