ساخته در مثل مىخوانده باشند . و آن نقل اين است كه به تاريخ دهم شهر جمادى الاول سنهء الف ( 1000 ) از احمدنگر به لاهور فرستاده :
عالم پناها در اين ولا دو خويش ملا عبد القادر از بداون مضطرب حال گريان و بريان رسيدند و نمودند كه ملا عبد القادر چندگاه بيمار بود و از موعدى كه به درگاه داشته متخلّف شده و او را كسان پادشاه به شدّت تمام بردهاند تا عاقبتش كجا انجامد و گفتند كه امتداد بيمارى او به عرض اشرف نرسيده ، شكستهنوازا ، ملا عبد القادر اهليّت تمام دارد و علوم رسمى آنچه ملايان هندوستان مىخوانند خوانده پيشخدمت ابوى كسب فضيلت كرده و قريب به سى و هفت سال مىشود كه بنده او را مىدانم و با فضيلت علمى طبع نظم و سليقهء انشاى عربى و فارسى و چيزى از نجوم هندى و حساب ياد داشت در همه وادى و وقوف در نغمهء ولايت و هندى و خبرى از شطرنج صغير و كبير دارد و مشق بين به قدرى كرده باوجود بهرهمند بودن از اين همه فضايل به بىطمعى و قناعت و كمتردّد نمودن و راستى و درستى و ادب و نامرادى و شكستگى و گذشتگى و بىتعيّنى و ترك اكثر رسوم تقليد و درستى اخلاص و عقيدت به درگاه پادشاهى موصوف است . وقتىكه لشكر بر سر كونپهلمير تعيّن مىشد او التماس نموده به اميد جانسپارى رفت و آنجا تردّدى كرد و زخمى هم شد و به عرض رسيده انعام يافت اول مرتبه او را جلال خان قورچى به درگاه آورده به عرض رسانيده بود كه من امامى براى حضرت پيدا كردهام كه حضرت را خوش خواهد آمد و مير فتح الله هم اندكى از احوال او به عرض اقدس رسانيده بودند و خدمت اخوى بر حال او مطّلعاند ، اما مشهور است ، ع :
جوى طالع ز خروارى هنر به
چون درگاه راستان است در اين وقت كه بىطاقتى زور آورده بنده خود را حاضر پايهء سرير و الا دانسته احوال او به عرض رسانيد ، اگر در اين وقت به عرض نمىرسانيد نوعى از ناراستى و بىحقيقتى بود . حقسبحانه بندههاى درگاه را در سايهء فلك پايهء حضرت پادشاه بر راه راستى و حقگزارى و حقيقتشناسى قدم ثابت كرامت فرمايد و آن حضرت را بر كلّ عالم و عالميان سايهگستر و شكستهپرور و عطاپاش و خطاپوش به هزاران هزار دولت و اقبال و عظمت و جلال ديرگاه دارد به عزّت پاكان درگاه الهى ، و روشندلان سحرخيز صبحگاهى ، آمين آمين .