چند بيت در زمين سلسلة الذهب گفته و آن كتاب مهمل را صلصلة الجرس ناميده و تعداد كتب ذهن خود كه شمّهاى از آن وجود خارجى نيافته در آن نموده و اسامى موهوم گذاشته ، چنانچه مىگويد :
ديده باشى به نسخهء تجديد * كه مجدد رسيد فيض جديد
كاندرو صد مواقف است نهان * و از بيانش مقاصد است عيان
متن تجريد پيش او لنگ است * گلشن از قحط آب بيرنگ است
لمعهاش بىتكلف و اغراق * حكمت عين و حكمت اشراق
و آنكه وصفش نه رتبهء نقل است * اسم و رسمش دلالة العقل است
و آن درى كان ز بحر جود آمد * لجة الجود فى الوجود آمد
جامعه آن عوالم الاثار * من تعاليم عالم الاخبار
كاندرو نوع علم تا صد و بيست * كردهام اين صفت بگو در كيست
باوجود اين همه يار اهلى فاضلى قابلى دردمندى بىتعيّنى مقبولى مطبوعى به هزل مايلى بود . اميد كه حق سبحانه و تعالى به فضل و كرم خويش بهشت جاودانى نصيب او گردانيده باشد .
مير عبد الحىّ مشهدى
چندگاهى صدر پادشاه غفران پناه و برادرش مير عبد الله قانونى ازجملهء نديمان خاص و اهل اختصاص بود و هردو برادر به تقوا و طهارت و نظامت متّصف بودند . مير عبد الحىّ خط بابرى را - كه بابر پادشاه اختراع نموده و مصحف به آن نوشته به مكّهء معظّمه فرستاده و اثرى از آن خط امروز باقى نيست - خوب مىدانست ، در تذكرهء مير علاء الدوله نوشته كه مير مذكور اكتساب حيثيات فرموده خطّ مشكلنويس بابرى را كسى زودتر و خوبتر از او ياد نگرفته و ميرزا عزيز كوكه در حاشيهء آن نوشته كه از هيچ علمى بهره ندارد هنرى كه دارد اين است كه خط بابرى را هم خوب نمىداند . عجب سادهاى است كه حكايات غريب كه هيچ طفلى باور نكند در مجالس بىتقريب و بىفكر بر زبان مىآرد ، چون به ميرزا پيشتر آشنا بود آنچه نوشته است ظاهرا به تحقيق نزديك است ، چه مير علاء الدوله شتر گربه بسيار دارد . به شعر مناسبتى داشت و جواب آن رباعى مصنوع كه يكى از فضلا به نام محمّد هندال ميرزا به طريق مربع نوشته و در غايت شهرت است ، حتى طفلان اول چيزىكه ياد مىگيرند همين است . رباعى :