زمانىكه تخلّص به وى دادند اين چند بيت گفته كه :
شربت آشاما ميا در بزم ما دردىكشان * كز جگر در كف كباب و خون دل در ساغر است
ننگ مردانست حرف از جان و دل گفتن به عشق * دل چو خون سخت بسته جان چو باد صرصر است
توسنى سر ده سمند شوق در ميدان عشق * مىرسى ايمن بهقصد رهبرت چون اكبر است
از هندويى چون اينقدر طبع شعر و حالت غريب بود ، ثبت نموده آمده .
تذروى ابهرى
خواهرزادهء مولانا نرگسى است و به مقتضاى الولد الحلال يشبه بالخال ، به لطافت طبع و استقامت ذهن ممتاز بود . در زمان استيلاى بيرم خان از روم به هندوستان آمده و از خوان كرم او بهرهمند گرديده ، در جنگ دامن كوه به دست اتكه خان اسير شد و او را با علم امام هشتم على الرضا - رضوان الله عليه - سر هدايا ساخته در نظر شاهنشاهى گذرانيده به غايت مقبول طبع اشرف افتاد . رسالهء حسن و يوسف به نام يوسف محمد خان بن اتكه خان گفته كه مطلعش اين است :
به نام آنكه روى دشمن و دوست * به هر جانب كه باشد جانب اوست
در تعريف اعضاى محبوب اين ابيات از آنجمله است : مثنوى :
رخش آيينه گردن دستهء عاج * پرىرويان به آن آيينه محتاج
كفش چون آفتاب آيينهء نور * شعاع آفتاب انگشت آن حور
به چشم عقل فرق آن شكر لب * شهابى بود رخشان در دل شب
ندانستم غلط كردم شهابى * ميان سنبلستان جوى آبى
ز نافش آرزو ببريده اميد * به چاه نااميدى مانده جاويد
هوس گرديده گردش گاه بيگاه * چو صيد تشنه بر پيرا من چاه
فراز بينى آن نخل مقصود * مقوّس ابروان وسمه آلود
دميده بر خلاف رسم و آيين * دو برگ سوسن از يكشاخ نسرين
به چشمم بينى آن نور ديده * بود چون شبنمى بر گل دميده
به برج عصمت آن درّ ناسفت * دو ماه نوشده با يكدگر جفت
به لطف از غنچهء سوسن زياده * زبان در كام و لب بر لب نهاده