حكيم مسيح الملك شيرازى
تربيتيافتهء حكيم نجم الدّين عبد الله بن شرف الدين حسن بود . درويش نهاد پاك اعتقاد بود در طبابت يد بيضا داشت . از دكن به هند آمد و همراه شاهزاده سلطان مراد بهجانب گجرات و دكن مرخّص شد و در مالوه اجلش رشتهء امل را كوتاه گردانيد .
حكيم مصرى
صاحب علم و عمل طبّى و ماهر در علوم نقلى است و در علوم غريبه مثل دعوت اسما و علم حروف و تكسير وقوفى دارد . منبسط خوشصحبت است و مبارك قدم ، هرچند در معالجهء شيخ فيضى جهد موفور به ظهور آورد ، هيچ فايده نداشت . او هم چهكند كه در اين امر مبرم همه عاجز و ابكماند . اگر از دانش طب عمر مىافزود بايستى كه حكما از عالم نمىرفتند . گاهگاهى شعر فارسى مضحك مىگويد و اين از آن جمله است كه براى خواجه شمس الدين ديوان خوافى گفته كه ، بيت :
خواجه شمس الدين چه ظلمى مىكند * در طبابت باش دخلى مىكند
روزى گل درخت كنير كه آن را در عربى دفلى گويند ديد و گفت : ع :
چو آتش جست كاكل از سر دفلى
چون پادشاه در صحن خانهء لاهور يك بار صفّه بنا نموده حكم فرمودند كه هركه خواهد در آنجا به حضور ما نماز مىگزارده باشد . حكيم مصرى شعرى گفت كه ، ابيات :
شاه ما كرد مسجدى بنياد * ايها المومنون مبارك باد
اندرين نيز مصلحت دارد * تا نمازان گزار بشمارد
بسيار سادهلوح است و بىغرض و از اينها هيچ به خود نمىآرد ، اما در بعضى معالجات كارنامهها به ظهور آورده در برهان پورخانديس درگذشت و در سواد همان شهر به خاك سپردند .
حكيم على
خواهرزادهء حكيم الملك است . در حكمت شاگرد خالوى خود و شاه فتح الله شيرازى است و در علوم نقلى تلمّذ پيش شيخ عبد النبى كرده و باوجود مهارت تمام در علوم