قلزم و عمان رفت و به دست اينها جز باد حسرت نماند . اگرچه اين نسبت به جميع مقرّبان اموات و احيا از امور عامه بود و هست كه با خزاين قارونى و شدّادى از كفن هم محروم مىروند و رنج مظلمه و بار خسران ابدى و بدنامى جاويدان بر عنق منكسرهء خود مىبرند و همان سخن عيسى - عليه السلام - است كه با دنيا هنگام تمثّل او به صورت پيرزنى گفت : كه ويل لازواجك الباقين ، لم يعتبروا من ازواجك الفانين . فرد :
جان بهجانان ده و گرنه از تو بستاند اجل * خود بده انصاف جان من كه اين يا آن نكوست
حكيم در لاهور رحلت نمود ، بعد از آن به مقام حسن ابدال نقل نموده پهلوى برادرش دفن كردند .
حكيم احمد تتوى
ملّاى خوب بود به زور بىحيايى حكيم هم شد جامع فضايل بود و سير عرب و عجم كرده انبساط طبع داشت ، اما مخبّطى خام طمع صاحب داعيه بود . هرچند گفتم كه در تو آن استعداد نيست كه دعوى اهل بيت بكنى ، چهدر ديار هند آن را برنمىتابند . اگر دين دارى دعوى دين اسلام بكن كه در اين ايام از او جز نام نمانده ، فايدهاى نكرد و به جزاى اعمال خود رسيد . در ايّامى كه زخم ميرزا فولاد خورد او را ديدم ، به خدايى كه در خداييش هيچ تردّد نيست و ديگران را هم بعينه چون روى خوك درنظر مىآمد و « خوك سقرى » تاريخ او يافتند و شيخ فيضى : در بيست و پنج ماه صفر ، و فقير اين بيت حديقه را كه مناسب حال قاتل و مقتول است بهاندك تغييرى اين دو تاريخ يافت . شعر :
فرصعنا بقراين صادق * و خسفنا به وصف وى لائق
و ديگرى ، « زهى خنجر فولاد » ، يافت .
حكيم لطف الله گيلانى
در طب به حذاقت مشهور است . علميّتش بسيار خوب بود .
حكيم مظفّر اردستانى
در صغر سنّ به طبابت شاه طهماسب اشتغال داشت ، در هند آمده رعايت يافت . جوانى