شيخ حسن على موصلى
شاگرد رشيد شاه فتح الله است ، اما سنّى پاك مذهب . در سال فتح كابل به ملازمت پادشاه رسيده مأمور به تعليم شاهزادهء بزرگ گشت تا سبقى از رسايل فارسى و غير آن در علم حكمت مىگفت و چندگاه شيخ ابو الفضل نيز خفيه از او تعليم فنّ رياضى و طبيعى و ساير اقسام حكمت گرفت و دقايق و غوامض علوم را از او كسب كرد و باوجود اين هرگز به تعظيم او پيش نيامد و خود بالاى فرش بودى و استاد بر زمين و چون طرح و وضع اين مردم را موافق مشرب خود نيافت ، ترك وظيفه كرده عازم گجرات شد و يك چند در صحبت ميرزا نظام الدين احمد بوده هم او و هم پسرش محمد شريف از او استفاضه و استفادهء علوم غريبهء عقليّه نموده به درجهء كمال رسيدند . بعد از واقعهء شاه فتح الله ، شيخ ابو الفضل و ديگر مقرّبان شمّهاى از فضايل و كمالات او را در مجلس پادشاهى مذكور ساخته چنان خاطرنشان كردند كه امروز جانشين شاه فتح الله اوست و فرمان طلب رفت و به لاهور آمد و وقت كورنش نظام الدين احمد او را تكليف سجده نموده او از اين معنى بسيار آزار يافته همين را دستاويز ساخت و تاب مكاره طبعى در خانه نتوانست آورد و باز هندوستان به ياد فيل آمد و ملاقات مادر را بهانه ساخته رخصت وطن گرفته و در سنهء 998 ه . در زمان حكومت خانخانان به تته رسيده و مادهء توكّلى و جمعيّتى بههم رسانيده عازم ديار خويش گرديد و چون به هرموز رسيد از آنجا پيغام به مخاديم در خانه فرستاد كه الحمد لله از صحبت نفاقى ياران خلاص يافتم . ان شاء الله به مقصد رسيده باشد .
قاضى نور الله ششترى
اگرچه شيعى مذهب است ، اما بسيار به صفت نصفت و عدالت و نيكنفسى و حيا و تقوا و عفاف و اوصاف اشراف موصوف است و به علم و حلم و جودت فهم و حدّت فهم و حدّت طبع و صفاى قريحه و ذكا مشهور است ، صاحب تصانيف لايقه است ، توقيعى بر تفسير مهمل شيخ فيضى نوشته كه از حيّز تعريف و توصيف بيرون است و طبع نظمى دارد و اشعار دلنشين مىگويد . بهوسيلهء حكيم ابو الفتح به ملازمت پادشاهى پيوست و زمانىكه موكب منصور به لاهور رسيد و شيخ معين قاضى لاهور را در وقت ملازمت از