تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
دعوات غريبانه و تسليمات مشتاقانه به زبان ايجاز و اختصار و لسان نياز و افتقار واضح ضمير منير مهر تنوير حضرت مخدومى شفقت پناهى - سلمه الله تعالى و ابقاه و حصل امور دينه و دنياه - مىگرداند كه چون در اين ايام پرآلام محنت‌هاى تنهايى و غمهاى جدايى و رويّت كاروبار خدايى و معدوم شدن آثار محبت و آشنايى روى داده بود ، خود را از بيقرارى گاه به حضرت دهلى آورده به مزارات متبرّكه مشرّف مىساخت و گاه براى ديدن فرزندان بىكس كه در گوشهء آگره - صانها الله - بكره افتاده‌اند مىرفت و متزلزل الاحوال بود كه عنايت نامه‌هاى مكرّر غير مكرّر از خدام ايشان رسيد و الله كه بسياربسيار تسلى و تسكين خاطر حزين بخشيد . چند روزى به مطالعهء و تكرار آن خود را مسرور داشت و در صبح و شام دست نياز به درگاه علّام برداشته دعاى ازدياد حيات خدام مىنمود و مىنمايد . ع :
الهى تا قيامت زنده باشى
زياده از اين در اين وادى دم نمىزند و به عليم على الاطلاق و حكيم بالاستحقاق مىگذارد و بر سر مقصود ظاهرى آمده مصدّع مىگردد كه از رحلت نمودن جناب مروّت مآب فتوّت انتساب كمالات اكتساب ميرزا نظام الدين احمد و از ممرّ خوبىهاى آن نادر زمانه و محبّت و اخلاص او به خدّام مدّتى كلفت عظيم و حزنى تمام رو داد
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
چه توان گفت و به كه اين دردا را كه متواتر و متوالى مىرسد اظهار توان نمود به هرحال منتظر موت خوديم و دستمايه بجز عنايت كريم نداريم و همه‌وقت به اين دعا زبان در ترنم است كه : اللهم ارحمنا اذا عرق الجبين ، و كثر الانين ، و يأس منا الطبيب ، و بكى علينا الحبيب ، اللهم ارحمنا اذا ادارنا التراب ، و ودّعنا الاحباب ، و فارق النعيم ، و انقطع عنا النسيم ، اميد كه عاقبت خير باشد و ايمان به‌سلامت بريم . چون حامل عريضه در روان شدن تعجيل تمام داشت بنده اين عريضه را در شب به استعجال نوشته و از شوق خود كه نسبت به ملازمان ايشان دارد از هزار يكى نتوانست كه مشروح سازد از دل بىغلّ خود تصوّر خواهند نمود كه انّ القلوب تشاهد و السلام مع الاكرام عليكم و على من لديكم اولا و آخرا باطنا و ظاهرا .