تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
اين‌چنين واقع شده باشد . شيخ باآنكه گوشه‌اى از صحبت كه عبارت از دكان‌دارى است دارد حالا در آگره چون پدر به وضع مشايخ در لباس اهل جاه بالعكس به عيش و فراغت مشغول است و استقامت بر روش خويش دارد و سخنان غريب عام فريب ساده‌لوحانه از او مشهور است و اينجا گنجايش ذكر آن نيست و مير ابو الغيث بخارى - رحمة الله عليه - مىگفت او هرچه باشد باشد ؛ با لباس درويشانه و مجلس فقيرانه داشتن و حرف و حكايت تصوّف گفتن او را به‌جان معتقديم سالى كه فتح خان زمان شد . او همراه اردو در انبيتهى رفته حضرت ميان شيخ نظام الدين - قدّس سرّه - را ديد و زمانىكه تفسير آيهء كريمه
وَ يُسْقَوْنَ فِيها كَأْساً كانَ مِزاجُها زَنْجَبِيلًا عَيْناً فِيها تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا
- مىفرمودند اظهار حيثيت نموده دخلى كرد و گفت اين آيت به آيت ديگر تناقض دارد . ميان به خشم آمده گفتند : سبحان الله پدر آنجا غوطه‌ها مىخورد و محتاج شفاعت كاملى است و پسر اينجا در كلام خداى عزّ و جلّ تناقض اثبات مىكند . ع :
درسى نبود هرآنچه در سينه بود

مير ابو الغيث بخارى

صاحب مشرب صافى و همّت عالى بود و اخلاق ملكى ملكهء ذات شريفش گشته و معانى فقر در كسوت غنا پوشيده از صحبت بسيارى از مشايخ كبار فوايد و منافع برده و بهرهء تمام از روش آباى كرام خويش برداشته در تذهيب اخلاق خصوصا در بذل و انفاق و آزادى از قيود امكان و حسن معاشرت و صدق معاملت و مجاملت آيتى بود از آيات الهى و تقيّد به احكام ظاهرى و اقتدا به سيرت مرضيّهء سلف و خلف به مرتبه‌اى داشت كه دقيقه‌اى از دقايق شرعى نامرعى نمىگذاشت و جدّش در سنّت جماعت به مثابه‌اى كه در مرض موت هم باوجود بيمارى صعب مزمن تكبير تحريمه از او فوت نشد و مجلس لطيف او بى قال الله و قال الرسول و سخنان مشايخ هرگز نبوده است ، چنانچه در ضمن سنوات گذشت و « مير ستوده سير » تاريخ يافته شد .