سيد ياسين
از بنى اعمام سيد شاه مير است . اكثر كتب متداوله در گجرات به ملازمت ميان وجيه الدين خوانده و علوم رسمى تحصيل نموده و ارادت به ايشان آورده به شرف زيارت حجّ اسلام مشرّف گرديد و علم حديث آنجا حاصل كرد و اجازت يافت و بازگشته به هند آمد و چندگاه در لاهور به صحبت بعضى از ارباب دولت و مكنت و صاحب دخل بهسر مىبرد و آن صحبت را برهم زده در سرهند به لباس مشيخت و كسوت اهل فقر مىگذرانيد و چندى از خادمان كبودپوش خود را تربيت مىكرد و صاحب داعيه در مقتدايى بود . چون هميشه آرزوى رفتن به گجرات و از آنجا به حرمين الشريفين داشت در اين ديار نتوانست قرار گرفت و در ولايت بنگ رفت و حالا آنجاها سير مىكند تا بعد از اين كارش كجا كشد و دولت انزوا در كدام سرزمين نصيبهء او گردد .
شيخ ضياء الله
جانشين شيخ محمد غوث است و زبان تصوّفى كه او دارد از مشايخ روزگار كمكسى داشته باشد ، هرگز مجلس وى بىسخن معرفت و حقيقت نيست غير از مراتب توحيد و تفريد چيزى ديگر نمىگذرد و بر باطن وى كسى آگاه نيست تا داعيهء او چه خواهد بود .
ابتداى حال كه آوازهء او در اطراف و اكناف منتشر شد و استماع نمودم كه شيخ بر مسند فقر و ارشاد قايم مقام پدر خويش گشته و در بعضى اقسام فضيلت بر وى مزيّت دارد از آن جمله معانى قرآن را باوجود تحفّظ و تذكّر چنان بيان مىكند كه هيچ احتياج تفسيرى ندارد . در سنهء نهصد و هفتاد به ملاقات او در آگره رفتم و بىوسيلهء كسى كه معرّف باشد و صدارت نمايد به وضع بىتكلّفانه و نامردانهء قديم كه به آن خو كرده بودم و فى الواقع بهجهت ديدن مشايخ اسباب دنيا و ارباب ظواهر مخلّ در مقصود بود سلام عليكى گفته مصافحه واقع شد ، خود غالبا از علوّ شأن مقيّد به تعظيماتى كه شيخزادهها را خوش مىآيد بود و اين دريافتن او را خوش نيامد . مجلسيان او پرسيدند كه از كجا مىآييد ؟
گفتم از سهسوان . چون استفسار نمود كه از علوم هم چيزى تحصيل نمودهايد ؟ گفتم از هر فنّى مختصرى در وقتى از اوقات ديده بودم و سهسوان چون قصبهاى است مختصر و