آمدنى است . چون خراباتى بود ، از او اين سخن باور نشد .
چه پرسى از بداؤن وز احوال پريشانش * كه آيات عذاب النار نازل گشته در شانش
و در سنهء ثمانين و تسعمائة ( 980 ) فتح گجرات روى داد . مجمل اين قضيه آنكه چون در گجرات هرجومرج واقع بود و ملوك طوايف شده بودند ، شاهنشاهى امر به احضار عساكر فرموده عزيمت تسخير آن ولايت مصمم ساختند و به تاريخ بيستم شهر صفر از پاىتخت نهضت فرمودند و در پانزدهم شهر ربيع الاول بلدهء اجمير مقر مواكب سلطنت گشت و بعد از زيارت روضهء قدسيه سردفتر سلسلهء چشتيه حضرت معينيه - قدس الله سره و اسرارهم - روز ديگر به طواف مزار مير سيد حسين خنگ سوار كه اين بيت در شان ايشان گفتهاند كه :
شكر لله كه بدل تافته انوار جلى * از حسين بن على بن حسين بن على
و بالاى آن كوه متوجه شدند و مير محمّد خان كلان را با ده هزار سوار به رسم هراول پيشتر روانه گردانيدند و به كوچ متواتر در نهم ماه جمادى الاول به ناگور رسيدند و در شب چهارشنبه دوم ماه جمادى الاول در اجمير به خانهء شيخ دانيال نام مجاورى صالح تولد شاهزاده صاحب اقبال دانيال واقع شد و اين مژده در دو منزلى ناگوار به شاهنشاهى رسيد ، به تقريب شيخ دانيال مذكور اين نام نهادند و اين تاريخ يافتند :
بگفتا ناصر شرع نبى باد
و لفظ « شريعت » نيز موافق همين است و چون به نواحى ميرته شتافتند ، خبر آمد كه راجپوتى در سروهى با ايلچىگرى آمد . خان كلان را به جمدهر كه نام سلاحى است در اهل هند مشهور ، زد چنان كه بر سينهء او رسيده از پشت شانه سر بهدر كرد و به خير گذشت و آن را جپوت را به جهنم رسانيدند و آن زخم در عرض ده و پانزده روز فراهم شده رو به بهى آورد و چون به سروهى رسيدند مقدار صد و پنجاه راجپوت چنانچه رسم مستمر ايشان مىباشد ، بعضى در بتخانه و بعضى در خانهء راجهء سروهى خود را به مردن قرار داده به جنگ پيش آمدند و همه به قتل رسيدند و دوست محمّد پسر تاتار خان مرحوم حاكم دهلى كه او را تاتارچه مىگفتند و در اين جنگ شهيد شد و در اين منزل راى سنگ بيكانيرى را به جودهپور تعين ساختند