تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
بيت معمور آمده از آسمان
و اشرف خان اين تاريخ يافت كه : ثانى المسجد الحرام آمد و عين الكمال حضرت شيخ همين بود كه پادشاه را در اهل بيت خويش محرم ساخت و هرچند اولاد و احفادش گفتند كه ازواج از ما بيگانه شدند ، فرمودند زنان در عالم كم نيستند . چون شما را امرا ساخته‌ام زنان ديگر بخواهيد چه نقصان دارد .
يا مكن با فيلبانان دوستى * يا بنا كن خانه‌يى در خورد فيل
و از عجايب امور كه در اين سال واقع شد قضيهء وفات سيد موسى ولد سيد مكرى « 1 » گرمسيرى است از اعيان سادات كالپى از ديار هند . مجملا آنكه سيد موسى در ملازمت شاهنشاه بوده از قضا در آگره بر هندو زن زرگرى موهنى نام كه در حسن چون زر خالص عيار بود شيفته گشت و كمند نظر پاك او معشوق را جذب كرد و رابطهء تعلق و تعشق از جانبين استحكام گرفت .
عاشق كه شد كه يار به حالش نظر نكرد * اى خواجه درد نيست و گرنه طبيب هست
و چون لشكركشى رنتهنبور شد سيد موسى تخلف ورزيده و از درون قلعهء آگره خانه‌يى در جوار محبوب به كنار آب جون نزديك به مير سيد جلال متوكل گرفت و كارش به جنون كشيد و يك دو مرتبه او را مصحوب نفران معتمد خويش از خانه‌اش برآورد و هر نوبت يا به دست عسسان يا به دست زرگران قبيلهء وى افتاد .
فرشته‌يى است برين بام گنبد دوّار * كه پيش آرزوى بيدلان كشد ديوار
و مدت دو سال و چهار ماه گذشت و در اين فرصت گاه‌گاهى از دور به نگاهى قانع بودند . تا شبى سيد موسى به اشارت آن كمند افكن كمندى چون عهد راستكاران محكم و چون وعدهء جوانمردان درست بر بام موهنى انداخت ، چون رسن‌بازان برآمد و با يك‌دگر صحبت به عفت گذرانيدند ، چنانچه مثنوى دل‌فريب نام كه سيد شاهى برادر سيد موسى گفت اشعار بدان معنى مىكند :
هرچند هواى دل زدى جوش * مىكرد حيا ندا كه خاموش در پيش نظر زلال حيوان * يك دم نه مجال خوردن آن
هامش
( 1 ) . نسخه : بكرى ، بكسرى .