سلطانى سپرده و اردو را به حراست خواجه امينا كه خواجه جهان باشد و مظفر خان گذاشته حكم كوچ به جانب آگره داده خود جريده به ايلغار به زيارت مزار فايض الانوار حضرت خواجه اجميرى عازم شدند و از آنجا به تعجيل تمام در روز چهارشنبه بيست و چهارم ذى القعدهء سنهء ستة و سبعين و تسعمائة ( 976 ) به مستقر خلافت نزول فرمودند و مير فارغى برادر شاه فتح الله شيرازى تاريخ فتح آن قلعه چنين يافته كه :
چون گل نصرت شكفت در چمن فتح شاه * منهى تاريخ گفت قلعه گرفتند زود
مولانا شيرى گفته كه :
قلعهء كفر چو از دولت شه يافت شكست * شه كفارشكن يافته شيرى سالش
و در اين سال دروازهء هتياپول كه نام دروازهء قلعهء جديد آگره است به اتمام رسيد و تاريخ او اين است كه :
كلك شيرى پى تاريخ نوشت * بىمثال آمده دروازهء فيل
و چون شاهنشاهى را چند فرزند پى هم متولد شدند و در صغر سنّ از عالم گذشتند ، در اين سال يكى از حرمهاى محترم حمل گرفت . استمداد از خدمت شيخ الاسلام چشتى ساكن سيكرى نموده آن حرم را در حريم شيخ نگاه داشتند و شيخ قبل از آن هم مژدهء ولادت با سعادت شاهزاده رسانيده و شاهنشاهى كه از اين بشارت مبشر و مسرور شده بودند ، بعد از هرچند روزى به ملاقات شيخ رفته انتظار آن وعده مىبردند و به جهت اين رابطه عمارتى عالى به بالاى كوه سيكرى قريب حوالى و خانقاه قديم شيخ بنا فرمودند و خانقاه جديد و مسجدى رفيع وسيع سنگين كه گويا كوه پارهيى است و در ربع مسكون مثال او كم نشان مىدهند طرح انداختند تا در مدت پنج سال تخمينا اتمام يافت و آن معموره را فتحپور نام نهاده بازار و حمام و ترپوليه و غير آن ساختند و امرا هركدام قصور و مناظر و ابنيهء عالى به اتمام رسانيدند و فقير تاريخ تمام عمارت و مسجد و خانقاه يافته كه :
هذه البقعه قبّة الاسلام * رفع اللّه قدر بانيها
قال روح الامين تاريخه * لا يرى فى البلاد ثانيها
ديگرى :