مشهدى در قلعهء اجين محصر شدند و اشرف خان مير منشى و صادق محمّد خان كه با بسيارى از افواج قاهره بر سر رنتهنبور نامزد شده بودند اين خبر شنيده به عرض رسانيده به موجب حكم به اتفاق قليج خان كه او نيز بعد از ايشان به تسخير آن قلعه مأمور بود به دفع آن فتنه متوجه اجين شدند و در سرونج شهاب الدين احمد خان و در سارنگپور شاه بداغ خان به امراى مذكور ملحق گشتند و جمعيت انبوه به هم رسيد و ميرزايان به شنيدن اين خبر از اجين روى فرار به مندو « 1 » نهادند و امراى كبار تعاقب ايشان نمودند و ميرزايان چون از آب نربده گذشتند ، خبر شنيدند كه جهجار خان حبشى چنگيز خان را در ميدان ترپوليهء احمدآباد غافل يافته به قتل رسانيد و گجرات خالى است . ميرزايان به گجرات شتافته به حملهء اول قلعهء چنپانير را گرفتند و به قلعهء بهروج پيچيده بعد از مدتى رستم خان رومى را كه متحصن در آنجا بود به حيله گرفتند و به قتل رسانيدند و آن قلعه را نيز متصرف شدند و قليج خان و صادق محمّد خان با ديگر امرا از كنار آب نربده بازگشته به درگاه آمدند و جايگيرداران مندو همانجا ماندند .
و در غرّهء رجب اين سال به دهلى رسيده و روزى چند شكار قمرغه در نواحى پرگنهء پالم طرح انداخته به كوچهاى متواتر در آخر ماه شعبان به پاى قلعهء رنتهنبور رسيدند و در اندك مدت ساباطها مهيا ساخته نزديك حصار رسانيد و پانزده ضرب زنگ را كه غلولهء پنج منى و هفت منى مىخوردند كهاران كه عدد ايشان به هفتصد و هشتصد مىكشيد بر بالاى كوه رن كه مشرف بر قلعه است و راهى صعب دارد چنان كه شايد پاى مور از رفتن بر آن بلغزد به زور بردند و روز اول خانههاى درون قلعه را صفا صفا ساختند و راى سرجن حاكم قلعه چون بىاعتبارى قلعهء چيتور و خوارى اهل آن مشاهده كرده بود اجل خود را معاينه ديده پسران خود دودا و بهوج را به وسيلهء بعضى زمينداران به ملازمت فرستاده امان طلبيد و حسين قلى خان خان جهان به دلاساى او رفته راى سرجن را به درگاه آورد و كليد سپرد و روز چهارشنبه سوم شوال سنهء مذكور قلعه مفتوح گشت و « فتح مثنى » تاريخ يافته شد و روز ديگر سير قلعه به جماعت اندك فرمودند و آن را به مهتر خان
هامش
( 1 ) . نسخه : ماندو .