نفايس بسيار و توقعات بعيد از او چشم داشتند و راه تعنت مسلوك داشته جمعى را باعث بر تقرير اموال چورهگده شدند و از او مطالبه مىنمودند . آصف خان زمانى كه در مقابلهء خان زمان به گذر نرهن نشسته از آن سخنان متردد و متفكر شده مىبود تا نيمشبى به اتفاق وزير خان برادر خود فرصت غنيمت دانسته به جمعيتى كه داشت راه ولايت گره كتنكه گرفته به گره رفت و بعد از اطلاع حال به جاى او منعم خان خان خانان را به سردارى آن لشكر منصوب گردانيدند و شجاعت خان به تعاقب آصف خان نامزد گشته و از مانكپور بر كشتى نشسته مىخواست كه عبور از آب گنگ نمايد . آصف خان كه پارهيى راه رفته بود از استماع اين خبر برگشته به قصد مدافعه به كنار آب رسيد و جنگ عظيم كرده كشتيهاى شجاعت خانى را گذشتن نداد و شجاعت خان به ضرورت شب به اين طرف آب آمد و آصف خان با جمعيت تمام از آن طرف راه جايگير خويش گرفت و شجاعت خان در اين مرتبه ميدان خالى يافته از راه ديگر به كره رفت و به تعاقب غنيمى كه به خيال نمىتوانست پيرامون او رسيد ، قدمى چند زد و به جهت وقوع فاصلهء كبرى به جونپور مراجعت نموده به درگاه پيوست و هم در اين ايام حسن خان از جانب برادر خود فتح خان افغان تبتى صاحب قلعهء رهتاس كه در سنهء اثنى و سبعين و تسعمائة سليمان كررانى او را در قبل داشته و به شنيدن خبر توجه شاهنشاهى محاصره امتناع نموده بود به وكالت آمده و پيشكش لايق آورده التماس تعين سردارى كرد كه قلعه را به او سپارد . بنابر آن قليج خان از جونپور به همراهى او نامزد شد و فتح خان از فرستادن برادر پشيمان گشته و آزوقهء فراوان در قلعه كشيده خطى به برادر نوشت كه خود را زودتر به ما رسان كه خاطر از جانب ذخيره جمع شده است و قليج خان را روزى چند به لباس تلبيس نگاه داشته به ظاهر اظهار انقياد مىنمود ، اما قليج خان بر نفاقش اطلاع يافته بىنيل مقصود بازگشت .
سوار جهان بود دستان سام * به بازى سر اندر نيارد مدام
و اين رهتاس قلعهيى است از توابع بهار به طول چهارده كروه و عرض سه كروه و ارتفاع پنج كروه ( ؟ ) و درون قلعه زراعت مىشود و كثرت آب آن به مرتبهيى است كه اگر ميخ بر زمين زنند يا ديگدانى بكنند همهجا آب به درمىآيد و از آن زمان كه