نهصد و هفتاد و دو پاى در ركاب نهادند و قيا خان گنگ « 1 » كه به مخالفان يكى شده بود در قنوج به استشفاع خان خانان آمده ديد و از تقصيرات او درگذشتند و از آنجا به ايلغار به لكهنو رسيدند و سكندر خان جنگ ناكرده به خان زمان و بهادر خان ملحق شد و همهء ايشان مقابلهء آصف خان و مجنون خان را گذاشته و راه جونپور گرفته و با اهل و عيال از آب نرهن گذشته فرود آمدند و يوسف محمّد خان ولد اتكه خان بر سر ايشان نامزد شد و خود هم متعاقب آمده ظاهر جونپور را معسكر ساختند و آصف خان در اين منزل با پنج هزار سوار كارآزماى به اتفاق مجنون خان ملازمت كرد و هدايا گذرانيد و در معرض قبول افتاد و در روز جمعه دوازدهم ذى حجهء سال مذكور در ارك جونپور نزول فرمودند و آصف خان سردارى لشكر يافته درگذر نرهن مقابل خان زمان رفته فرود آمد و در آن ايام حاجى محمّد خان سيستانى را به رسالت جانب سليمان كررانى حاكم بنگاله كه اتحاد قوى به خان زمان داشت نامزد گردانيدند تا او را از امداد و معونت خان زمان بازدارد . چون به قلعهء رهتاس رسيد افغانانى كه رابطهء يگانگى به خان زمان داشتند ، حاجى محمّد خان را گرفته نزد او فرستادند و خان زمان بنابر آشنايى قديم كه ما بين حاجى محمّد خان و او بود در تعظيم و احترام كوشيده قرار داد كه والدهء خود را همراه او به درگاه فرستد تا استشفاع نموده استعفاى زلات خان زمان نمايد و در همين ايام حسن خان خزانچى و مهاپاتر بادفروش را كه از باريافتگان شير شاه و اسليم شاه كه در فن موسيقى و شعر هندى بىعديل بود به وكالت نزد راجه اوريسه « 2 » كه به جمعيت و شوكت از ميان راجههاى ديگر امتياز داشت فرستادند تا دست امداد و اعانت از خان زمان كوتاه داشته او را در جوار خود پناه ندهد و سليمان را نيز از مظاهرت وى بازداشته در مانده كار خود سازد . او اين معنى را طوعا و رغبة قبول نموده فيلان و تحف و هداياى نفيس روانه داشته اطاعت قبول نمود تا اين هر دو وكيل بازگشته در آگره به درگاه و اصل شدند هم در اين ايام چون مظفر خان و ديگر ارباب دخل از جهت شومى طمع و حرص سخنان به كنايه و تصريح گوشزد آصف خان ساخته تحف و
هامش
( 1 ) . در متن فارسى در اين مورد : قبا خان ( ترجمهء انگليسى :Oirja Khan( جلد 2 ، ص 76 ) .
( 2 ) . متن فارسى : ارديسه ، انگليسى :Orissa( جلد 2 ، ص 77 ) .