است :
" Cast thyself in it upon me "
44
ه هراول : فوجى كه پيش از همه باشد ، پيشتاز لشكر ( ل ) 66 ، 95
ى يتاق گرفتن : محافظت كردن ، پاسبانى ، پاس داشتن ( ل ) 16
يراقبان : يراغ اسبى را گويند كه از بسيارى سوارى قابليّت آن را پيدا كرده باشد كه بر او سوار شده از جايى به جايى ايلغار كنند . ظاهرا همان است كه امروز يرغه نامند ( ل ) يراقبان ظاهرا اسب تندرو است . 158
يزكيان : ( ظاهرا ج يزكى ) ، يزك : پيشقراول و مقدمة الجيش ( ل ) 110
يكّه : سواره ، پهلوان 159
يلغار : ايلغار ، حمله ، يورش ( ل ) 12