م مامك : ظاهرا بايد نوعى حشره باشد . 123
متعفّن شدن : ظاهرا به معنى متنبّه شدن به كار رفته است
مجنّس : از اجناس مختلف ( ل ) 155
مچلكه : لفظى تركى است به معنى عهدنامه ، عهدنامهء مجرمان ( ل ) 266
مخدّه : به معنى پشتى و ستون به كار رفته است . مترجم انگليسى عبارت را
a very pillar of holiness
ترجمه كرده است ( جلد 2 ، ص 308 ) 208
ملجار : - جارو ملجار
منقلاى : مانگلاى ، پيشانى ، جبهه ، مقدمهء لشكر ( م ) 11
مورچل : گودالى كه به هنگام محاصره گرداگرد قلعه مىكنند ، سنگر ( ل ) 98
ن نبوات : ظاهرا تجاويف و لابلاى كتب 178
نواره : كشتى ، قايق ، كشتى محافظ ساحل ( ؟ ) ( ل ) 125
و وارهانى گوشه : عبارت مختل است . ترجمهء جملهء اخير در انگليسى عينا چنين است :
And Daud with the greatest presumption and pride , being supported by his paternal uncle Junaid Kararani and other leaders drew out of the
( جلد 2 ، ص 245 ) 165
fortress , and leaving his hiding - place offered battle .
وقع فيها الىّ : ظاهرا معنايى به اين مضمون دارد كه : « آن روز خود را به من نشان داد » ، يا : « آن روز من متوجه مسأله شدم . » مترجم انگليسى با اين عبارت ترجمه كرده