علامات بدنى او را شناخته و او پنهان مىباشد و فرمانى فرستادند و كرورى هندو خود به جعل يك مسافرى غريبى خون گرفته بيربر اعتبار كرده پنهان مىداشت و حجام را نفرستاد ، اما آن غريب را به جهت ستر حال از هم گذرانيده نوشت كه بيربر خودش بود و ليكن اجلش دررسيد و سعادت پاىبوس نيافت و ماتم او را دوباره داشته كرورى و ديگران را طلبيده چندگاهى در شكنجه داشتند كه چرا ما را پيشتر خبر نكردى و زر بسيارى به اين بهانه از او گرفتند و در اين سال صادق خان بر سر ولايت تته روان شده قلعهء سيهوان را محاصره نمود و ميرزا جانى بيگ نبيرهء محمّد باقى ترخان كه حاكم آنجا بود به دستور آباى خويش ايلچيان با تحف و هداياى نفيس به درگاه فرستاد تا به تاريخ بيست و پنجم ذى قعدهء سال مذكور حكيم عين الملك را مصحوب ايلچيان به جانب ميرزا جانى روان گردانيده و آن ولايت را بر او مقرر داشته فرمان منع تعرض به صادق خان صادر شد .
و در اوايل ربيع الثانى زين خان كوكه را به حكومت كابل نامزد گردانيده مانسنگه را از آنجا طلب داشته و در آخر اين ماه خان خانان ميرزا خان با علامت الزمانى شاه فتح الله شيرازى مخاطب به عضد الدوله از گجرات در لاهور به ايلغار و به تاريخ بيست و هفتم ماه رجب صادق خان از بكر آمدند .
و مجمل احوال مظفر و خان خانان اينكه چون مظفر بعد از شكست ثانى در ناودت « 1 » به راه چنپانير به ولايت سورت فرار نموده در كوندل پانزده كروهى قلعهء چوناگره قرار گرفته سه هزار سوار متفرق بر او جمع آمدند و يك لك محمودى و كمر خنجر مرصع به امين خان غورى حاكم سورت داده به خود متفق ساخت و همينقدر مبلغ به جام كه داعيهء تسخير احمدآباد در متخليهء او قرار گرفته طامعهاش به حركت درآمد و امين خان از روى پختهكارى او را به فريب نزد جام سترسال نام فرستاده پيغام داد كه جام را همراه گرفته روان شويد كه من نيز از عقب مىرسم و جام نيز چون اصناف گنجيفه او را از سر راه كرده آمدن خود را به بهانهء سرانجام لشكر به تسويف و تعويق انداخت و مظفر در موضعى شصت كروهى احمدآباد رسيده انتظار وعدهء امين خان غورى و جام مىبرد كه خان خانان به سرعت تمام با
هامش
( 1 ) . متن فارسى : ناودت .