تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
سلطنت آن ولايت در تصرف آدم گهكر عموى كمال خان بوده و شاه ابو المعالى را اعتبار نموده و لشكرى به هم رسانيده به استعداد تمام متوجه تسخير كشمير شدند . چون به سرحد كشمير رفته در راجورى ، مفلوكى چند از هر جانب بر شاه گرد آمدند و جماعتى از چكّان كه قبيله‌يى است مشهور و داور ملك در سنهء خمس و ستين و تسعمائة ( 965 ) او را به قصد تسخير كشمير بردند و جنگى صعب با غازى خان چك حاكم آنجا كرد و هزيمت يافت . بعد از آن كمال خان عذرخواهى نموده از او جدا شد و شاه ابو المعالى تغير هيأت نموده در پرگنهء ديبالپور رفته پناه به نوكرى از بهادر خان تولك نام كه حكومت آنجا داشت و چندگاه نوكر شاه هم بود برد و تولك او را پنهان داشت . اتفاقا اين تولك شبى با زن خود جنگ كرد و آن عورت از او رنجيده ، صباح نزد بهادر خان رفته گفت كه تولك ، شاه ابو المعالى را پنهان در منزل خود داشته به اتفاق قصد غدر با شما دارند . بهادر خان سوار شده و شاه را در بند كشيده نزد بيرام خان فرستاد و تولك را سياست فرمود و بيرام خان شاه را به ولى بيگ تركمان سپرده به جانب بكّر روانه گردانيد . ولى بيگ او را در راه ايذاى بسيار رسانيده به طرف گجرات فرستاد كه از آن راه به مكّهء معظمه رود او آنجا خونى كرده و فرار نموده به على قلى خان پيوست . بيرام خان بعد از اين خبر فرمانى به على قلى خان فرستاد كه او را به آگره فرستد . به موجب حكم چون به آگره رسيد همان زمان فترات بيرام خان واقع شد و بيرام خان به جهت دفع بدگمانى پادشاه او را چندگاه در قلعهء بيانه فرستاد و چون داعيهء حج پيدا كرد او را نيز همراه گرفت و بعد از چند روز شاه ابو المعالى از او هم جدا شده به ملازمت پادشاه آمد و از نهايت غرور سواره دريافت و اين معنى باعث حبس ديگر باره شد . تا به مكّه فرستادند ، چنان كه مآل حال او مذكور شود . القصّه او چون در هنگام جلوس از لاهور گريخت پهلوان گل‌گز كه محافظ او بود از ترس شاهنشاهى خود را هلاك ساخت و بعد از استقرار امر جلوس افواج قاهره بر سر سكندر در كوهستان نامزد شدند و سكندر تا مدت سه ماه جنگ و جدال داشته آخر مغلوب گشت و راجه‌رام چند از نگركوت به ملازمت آمده ديد و رايات عاليات به جهت موسم بر شكال به جالندهر رسيده پنجه در آنجا گذرانيد و مقارن واقعهء