تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
قلى خان محرم و جلال خان قورچى و چندى را از امرا به تسخير قلعهء سيوانه كه نبيره‌هاى مالديو داشتند فرستادند و جلال خان كه از نديمان خاص بود و انبساط و ظرافت بر وجه اتم داشت و ديگرى را تصرف در مزاج پادشاه به زور نديمى مثل او ميسر نبود ، جنگى عظيم نموده به درجهء شهادت رسيد و دنيا خورد و عقبى برد ، بر او صادق آمد . بعد از آن شهباز خان كنبو رفته در اندك فرصت آن قلعه را به تصرف درآورد . و در اين سال مير گيسوى بكاول را براى تحقيق اموال سلطان محمود بكرى و حراست قلعهء بكر فرستادند . و در اين سال در گجرات هم وباى عام افتاد و هم‌گرانى غله به مثابه‌يى كه يك من جوارى به صد و بيست تنكه سياه رسيد و خلايق بىحد هلاك شدند . و در اين سال خواجه امينا وزير مستقل ملقب به خواجهء جهان در لكهنو وقت مراجعت اردو از پتنه داعى حق را اجابت نمود و صبوحى شاعر در عين كلانى و بزرگى او اين رباعى گفته بود كه :
بر اهل هنر سدّ سكندر در تست * يأجوج كه گويند صف لشكر تست در دور تو آثار قيامت پيداست * دجّال تويى خواجه امينا خر تست
و اگرچه در بخل ضرب المثل است به مثابه‌يى كه طعام شب مانده مىخورد ، اما در وادى كارسازى ارباب حاجات از بيگانه و آشنا عديل وى در روزگار نبود و چون مىخواست كه يكى را از ملازمان درگاه مهم‌سازى نمايد مقرر به رشوت زرى مىگرفت و همان زمان از پادشاه طوغ و نقاره و منصب خانى و سلطانى به او مىدهانيد و هر جايگيرى كه مىخواست تنخواه مىساخت و هركس از اهل علم و فضل از ولايت ماوراء النهر و خراسان و عراق و هندوستان مىآمد زرهاى گران‌مند از سركار پادشاهى و اصل مىگردانيد و به سعى او امرا هم خرجى وافر مىدادند و خود با ساير ارباب دخل نيز فراخور حالت خويش به هركدام ايشان مدد مىنمود ، از آن جمله به حافظ تاشكندى كه يكى از شاگردان رشيد ملا عصام الدين ابراهيم اسفراينى كه چون اويى در وادى عربيت سرآمد نبود و بر سورهء محمّد - عليه السلام - تفسيرى نوشته كه حال او از آن معلوم مىشود ، قريب سى چهل هزار