تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
بود بيرون سازد و سرى به قلندرى برآورده هرچه از فيل و شتر و اسب و ساير اسباب سپاه‌گرى داشت ، همه به طالبان و مستحقان و معتكفان روضهء پادشاه غفران پناه و اهل مدارس و خوانق بخشيد و الف چه دارى هيچ ، در حق او راست آمد .
كين همه طمطراق كن فيكون * شمّه‌يى نيست پيش اهل جنون
چون اين معنى به عرض رسيد بر سر التفات آمده شال خاصه به او بخشيده و تيرى از تركش خاصه پروانگى داده حكم فرمودند كه پرگنهء كانت و گوله و پتيالى و غير آنكه به يك كرور و بيست لك جايگير داشت تا يك فصل به دستور سابق بر او مقرر باشد و كرورى دخل نكند و بعد از آنكه سواران را به داغ و محله رساند جايگير فراخور تنخواه خواهد يافت و او كه از غايت جود و نهايت زر بخشى خارج از وسع طاقت سامان و قدرت نمودن ده سوار نداشت به حسب ضرورت دفع الوقت نموده به جايگير رسيده در پى گرفتن كوه شمالى شد و چنان از دربار رفت كه هنوز مىآيد .
زر بده مرد سپاهى را تا سر بدهد * و گرش زر ندهى سر بنهد در عالم
و در اوايل شعبان المعظم از دهلى متوجه اجمير شدند و در منزل نارنول حسن قلى خان خان جهان به تهنيت آمد و خان اعظم به ايلغار از احمدآباد رسيد و در اوايل رمضان المبارك به هفت كروهى اجمير رسيده به دستور سابق پياده به زيارت شتافته يك جفت نقارهء داود كه نذر نقاره‌خانهء حضرت معينيه - قدس الله سره العزيز - كرده بودند گذرانيدند و هر روز به دستور معهود در آن روضهء مقدسه شبها صحبت با اهل الله و علما و صلحا داشته مجلس سماع و صفا منعقد مىشد و اهل نغمه و ساز كه هركدام در وادى خويش بىهمتا بود ، ناخن بر رگ دل زده ، جان را به آواز حزين مىخراشيدند و درهم و دينار چون قطرات امطار در بارش بود طيب خان « 1 » ولد محمّد طاهر خان مير فراغت حاكم دهلى را با چندى از جوانان كار ديده بر سر چندرسين ولد مالديو كه در نواحى جودپور و سيوانه آزار به مردم ديندار مىرسانيد نامزد گردانيدند . او بعد از رسيدن اين فوج خود را در جنگلهاى پردرخت انبوه كشيده فرار نمود و در اواسط ماه رمضان مبارك خان اعظم را رخصت گجرات نموده به كوچ‌هاى متواتر در سلخ اين ماه به فتح‌پور آمدند و در اين سال شاه
هامش
( 1 ) . نسخه : حبيب خان .