تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
ساخته و دارالامان خيال كرده در آنجا گذاشته بودند ، مسلمانان همه را كشته و در وقتىكه تير و تفنگ چون قطرات باران پىدرپى مىريخت از روى شوق و نهايت تعصب موزه‌ها از خون پر كرده بر دروديوار مىافشاندند و برهمنان مجاوران بتخانه چندان كشته شدند كه از قياس افزون باشند و از اين ممر خويش و بيگانه بر بيربر كه خود را پير هندوان كه لعنت بر ايشان باد مىگرفت ، هزاران هزار نفرين مىفرستادند و شهر بيرونى را گرفته و ساباط و سركوب بلند طرح انداخته توپى بزرگ بر محل راجه بدهى چند زدند و قريب به هشتاد كس زير آن جان به مالك سپردند و بدهى چند به صد حيله خلاص يافت و از در صلح درآمد و قلعه را نزديك بود كه بگيرند . در اين هنگام خبر فترات ميرزا ابراهيم حسين رسيد كه متوجه لاهور است و عسرت تمام هم به مردم حسين قلى خان راه يافته بود . بنابر چندين دواعى و بواعث به صلح قرار داده و پنج من طلا به وزن اكبر شاهى كه حاصل يك سال آن معبد بوده باشد و قماش بسيار و نفايس از هر جنس پيشكش نمودند و در شوال اين سال خطبه و سكه در آن ديار خوانده و درست گردانيده ، طاق مسجدى بلند بر در راجه جىچند برآوردند . آن‌گاه حسين قلى خان متوجه دفع ميرزايان شد و چون به قصبهء چمارى رسيد به خدمت قدوة السالكين نتيجة الاولياء المشهورين خواجه عبد الشهيد نبيرهء خواجه احرار - قدس الله روحه - مشرّف شد و خواجه بشارت فتح داده جامهء خاص خود به خان عنايت فرمودند ، تأثير آن دعا بود كه در قصبهء طلنبه به ايلغار رفته ظفر يافت چنانچه رقم‌زدهء كلك وقايع‌نويس گشت :
سخت آزرده دلانيم اثر خواهد كرد * در حق هركه به اخلاص دعايى بكنيم
و در اين سال سليمان كروانى حاكم بنگاله كه خود را حضرت اعلى خطاب داده و شهر كتك و بنارس كان كفر را او فتح كرده و جگناتهه را دار الاسلام ساخته از كامرو تا اوريسه متصرف شده بود ، به رحمت حق پيوست و بايزيد پسرش قايم مقام او شد و در سر پنج شش ماه افغانان او را كشتند برادر خردش داود بن سليمان در آن ملك متصرف گشت . و در اين سال يا سال گذشته بقيهء اولياء و نقاوهء اصفياء و مطّلع بر ضماير قلوب و
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 111 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى