تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
باده كه درد سر دهد خاك به است مطرحش * مفرش اگر حرير شد سوختنى است از خسك يارب از آن گل كرم كز نفحات خلق او * خشك بماند مشك چين نزد مشام تو ملك تازه كنم مشام جان تا لب خاك هر نفس * خاك ازو چو گلشنى دور ز شركت خسك مايهء صدق و محض عدل اصل حيا و سر حق * خانهء دين بدين همه هم به سجل و هم به چك بر فلك رسالتش راهروان شرع را * هريك ازين چهار ركن آيتى از تمر فرك هر نفسى ز جان من باد درود و آفرين * تا نفس سپيده‌دم تحفه به روح يك به يك مردم اين دو ديده را چار شمر ز دوستى * ورنه بماندى از درج ساخته‌اى در درك رفض چه فايده كند چون على از تو شد برى * زر چه عيار بر دهد هر چه نتابدش محك كاس رباب را چه نقص ار گسلد به زخمه « 1 » در * تار بريشمى برد يا به سر آيدش خرك رو سر نامهء رسول از سر صدق باز كن * تا شود از ضمير تو ماحى شبهت فدك و آنكه چو بوم شوم دم لاف زند ز خارجى * محرم غار ازو چنانك آيت روز و شب پرك عزم خروج فسخ كن جز به ادب نفس مزن * با قزل ارسلان كجا خيره سرى كند كپك
هامش
( 1 ) . در نسخه : بنغمه .
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 77 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى