تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
جز قدم تو كى كشد قافلهء حدوث را * كحل به ديدهء يقين ميل به چشم شرك و شك هر كه موافق رهت نقش نگينش قدنجا * وانكه مخالف درت داغ جبينش قدهلك در شرف قبول تو كى به حيل رسد كسى * هر شجرى كجا كشد ارّهء نوح بن ملك طوطى جان به ذكر تو مانده مصون ز داغ « 1 » غم * چون به محيط مشترى حوت مسلّم از شبك چون حبشى و روميى برده ز آستان تو * روز قباى زر چكن شب سلب فلك « 2 » كلك جرعه‌يى از رعايتت هست ظهور چند صف * ذره‌يى از عنايتت اهل جريد چند لك تا چو سر رسن كسى روى نتابد از درت * در رسن مجرّه به گردن چنبر فلك باد سر حباب را قهر تو مىكند برون * از سر نيش پشه‌يى نى به طليعهء يزك قطرهء فيض قرب تو گر چكدم به كام دل * ابر نياز گو مبار اشك اميد گو مچك ممتليم ز فيض تو در غشيان گهرصفت * نى چو قنينه كز پرى خويش برآيد از كلك پايگه سخنورى يافتم از قبول تو * خود ز ازل به عون تو دست مراست اين خمك چند كشم صداى غم گرد بساط خسروان * كز در تست عالمى رزق‌پذير بىكمك
هامش
( 1 ) . در نسخه : دام . ( 2 ) . نسخه : كلك كلك ، كل كلك .