تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤

چ

چپ غلط كردن : ظاهرا راه خود را عوض كردن ، براى اغواى دشمن از راه ديگر رفتن 179 چقمار : چوقمار ، چماق ضخيم براى نبرد ( قاموس تركى ) 106 چكن : چكن و چكين نوعى از كشيده و زركش‌دوزى و آن پارچه را كه چكن دارد ، چكن‌دوزى خوانند . اين لغت تركى است ( آنند ) 90 چنداول : مأخوذ از تركى گروه و جماعتى را گويند كه از لشكر به راه روند و فرود آيند ( برهان ) فوجى را گويند كه براى حفاظت لشكر از پس لشكر مىآيد بر خلاف اول ( آنند ) به تركى به معنى ساقهء لشكر است كه به فارسى دمدار گويند ( ل ) 315 چودول : محفهء مخصوص ( متن كتاب ) 173 چوكيدار : چوكى : قراول‌خانه ، محلى كه در آن گمرك را جمع كنند ( ناظم ) 148 چونه : گلوله‌يى از هر نوع خمير ، در زبان هندى به معنى آهك است ( ل ) 266

ح

حرام نمكى : نمك به حرامى 150 حويلى : هر چهار ديوار خانه ، خانه 270

خ

خاوندى كردن : به معنى سلطه پيدا كردن و چيره شدن به كار رفته است . مترجم انگليسى اين كلمه را
obtained possession of
ترجمه كرده است ( جلد 1 ، ص 359 ) 321 خجك : نقطه ( آنند ) لكه ، داغ ( ناظم ) 89 خپك : نان بزرگ ( ل ) ظاهرا به معنى قرص به كار رفته 75 خسرپوره : برادرزن 211 خوش دامن : مادر زن ( ل ) 119
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 344 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى