ت
تاپاك : تاباك ، تپيدن و اضطراب و بيقرارى ( آنند ) 257 ، 373
تخمار : تيرى كه پيكان ندارد و به جاى پيكان گرهى دارد ( برهان ) 120 ، 153
تفك : چوبى باشد ميان تهى به درازاى نيزه كه گلولهيى از گل ساخته در آن نهند و پف كنند تا به زور نفس آن بيرون آيد و جانور كوچك مانند گنجشك به آن زنند و بندق را به مشابهت آن تفك گويند ( برهان ) 92
تمرفرك : شايد تمرقزك ، تمرقزك : كلام خدا و قرآن مجيد را گويند . گويند تركى است ( آنند ) 91 ، 107
تنبول : برگى باشد كه در هندوستان پان گويند و با آهك و فوفل خورند ( برهان ) 170
توره : در تركى روش و قاعده و طرز را گويند ( آنند ) 146 ، 192
تهانجات : مأخوذ از هندى ، قلعه كوچك و توقفگاه عمدهء يك ناحيه ( ل به نقل از ناظم ) 221
تهانه ساختن : قلعهسازى 199
ج
جرانغار : ميسره ، جناح چپ ( ل ) 230
جرنغار - جرانغار
جغرات : به لغت سمرقند ماست را گويند و معرب آن سقرات است ( برهان ) 274
جلدو : ( به فتح و كسر جيم ) : به معنى انعام ، عطيّه و عرض خدمت ، جايزه كه تيراندازان و مانند آنان را دهند . قبول گويد :
مدح آراى سليمان جهان باش قبول * جلدوى اينكه تو را صاحب ديوان كردم
( ل ) 39
جوارى : ذرّت ( ل ) 245 ، 254 ، 294
جيتل : نوعى از سيم مسكوك و اين لفظ هندى است و بعضى نوشتهاند كه به معنى دام است كه بيست و پنج حصهء فلس است ( غياث ) ، ( آنند ) 266