تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣

ت

تاپاك : تاباك ، تپيدن و اضطراب و بيقرارى ( آنند ) 257 ، 373 تخمار : تيرى كه پيكان ندارد و به جاى پيكان گرهى دارد ( برهان ) 120 ، 153 تفك : چوبى باشد ميان تهى به درازاى نيزه كه گلوله‌يى از گل ساخته در آن نهند و پف كنند تا به زور نفس آن بيرون آيد و جانور كوچك مانند گنجشك به آن زنند و بندق را به مشابهت آن تفك گويند ( برهان ) 92 تمرفرك : شايد تمرقزك ، تمرقزك : كلام خدا و قرآن مجيد را گويند . گويند تركى است ( آنند ) 91 ، 107 تنبول : برگى باشد كه در هندوستان پان گويند و با آهك و فوفل خورند ( برهان ) 170 توره : در تركى روش و قاعده و طرز را گويند ( آنند ) 146 ، 192 تهانجات : مأخوذ از هندى ، قلعه كوچك و توقفگاه عمدهء يك ناحيه ( ل به نقل از ناظم ) 221 تهانه ساختن : قلعه‌سازى 199

ج

جرانغار : ميسره ، جناح چپ ( ل ) 230 جرنغار - جرانغار جغرات : به لغت سمرقند ماست را گويند و معرب آن سقرات است ( برهان ) 274 جلدو : ( به فتح و كسر جيم ) : به معنى انعام ، عطيّه و عرض خدمت ، جايزه كه تيراندازان و مانند آنان را دهند . قبول گويد :
مدح آراى سليمان جهان باش قبول * جلدوى اين‌كه تو را صاحب ديوان كردم
( ل ) 39 جوارى : ذرّت ( ل ) 245 ، 254 ، 294 جيتل : نوعى از سيم مسكوك و اين لفظ هندى است و بعضى نوشته‌اند كه به معنى دام است كه بيست و پنج حصهء فلس است ( غياث ) ، ( آنند ) 266