برنغار - برانغار
بساى : ظاهرا به معنى بقيهء سپاه ( ترجمهء انگليسى ، ج 1 ، ص 457 ) 240
بشكال : كلمهء هندى به معنى باران برسات فصل باران هند ، برسات ( ل ) 122
بكاول : بزرگ و ريش سفيد مطبخ ، خوانسالار ( ناظم ) در هندوستان به معنى داروغهء مطبخ و باورچيخانه و كسى كه اطعمه را پيش امرا و سلاطين قسمت كند مستعمل است ( آنند ) 318
بنجار : فروشندهء غلّه براى اردو ( م ) 253
بندىخانه : زندان ، زندان كه ترجمه سجن است ( آنند ) 154
به جنس : عينا 61
به درنويسى كردن : استخراج كردن ، مطالبى را از درون كتابها درآوردن و نوشتن 5
پ
پاتر : پاتر گروهى از زنان كه در هند مىباشند و در خوشسرايى ضرب المثلاند ( آنند ) 172 ، 264 ، 384
پاتربازى - پاتر
پاجى : مردم فرومايه ، صاحب غياث گويد : ليكن در كلام قدما يافته نشده ( ل ) 282
پايگى : ملازم ، همراه ، خادم ( ترجمهء انگليسى ، جلد 1 ، ص 258 ) جمع آن پايگان 132
پرتال : لوازم ، اشياء ، اثاث ( ترجمهء انگليسى ، جلد 1 ، ص 399 ) 210
پرتكالى : مردم كشور پرتغال ( ل ) 289
پرگنه : زمين را گويند كه از آن مال و خراج باشد . به لغت هند بلوك و ناحيه را گويند ( آنند ) 167
پكهاوج : نوعى طبل دراز ( ترجمهء انگليسى ، جلد 1 ، ص 557 ) 298
پنكل : فنّ موسيقى ( متن كتاب ) 172