تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
قرونه : قرون ، ستور زودخوى كننده ، شتر كه هر دو زانو به هم نهد وقت فرو خفتن ( ل ) مترجم انگليسى مىنويسد كه من اين كلمه را در كتب لغت پيدا نكردم ، شايد از كلمهء « قورچى » به معنى سلاحدار باشد ( جلد 1 ، پاورقى 215 ) 106

ك

كپك : كپك ارسلان : 91 كپنك : نمدى كه مردم بينوا در زمستان بر دوش گيرند ( غياث ) پوشش پشمينه كه درويشان پوشند و آن تا كمر است و آستين هم ندارد و چون كفن‌وار است آن را كفنك گفته‌اند ( آنند ) 343 كلال : كوزه‌گر ، كاسه‌گر ( ل ) ، 251 كوتله كوتل : مركب‌سوارى خاص . اين لفظ تركى است ( آنند ) 194

گ

گوارى : 248

م

مدفرىخانه : مدفر به معنى سخت و قوى است ( ل ) ، مترجم انگليسى كلمه را پناهگاه ستمديگان معنى كرده است :
. . . which is fomed as the refuge for the
" "
oppressed . . .
( جلد 1 ، ص 625 ) 329 مركن : تيرانداز ( متن كتاب ) 127 منقلاى : مأخوذ از مغولى ، پيشگاه لشكر و مقدمة الجيش ( ل ) 327 مورچل : مورچال : گودالى كه در محاصرهء قلعه در گرداگرد آن كنند . سنگر ( ل ) 256 مورو : مرغ ( متن كتاب ) 268 ميده : ميده ( ميده ) آرد گندم دوباره بختيه ، آرد پارچه بيز . ناصر خسرو گويد : فخرى مكن بدانكه تو ميده و بره خورى يارت به آب در زده يك نان قخفره ( ل ) 117