واژهنامه
الف
اتاليغ : اتاليق ، قايم پدر ، لالا ، محافظ ( ل ) 246
ارقمچى : به معنى شلاق ، تازيانه ( ترجمهء انگليسى ، جلد 1 ، ص 439 ) 230
اكهاره ( 172 ) - پاتربازى
امير صده : يوزباشى ، رئيس صد تن ( م ) 162
اولكه : ( الكا ) پرگنه و زمين و ملك و وطن ( غياث ) 185
ب
باجگى :
( tributary relation )
قبيلهيى طايفهيى ( ترجمهء انگليسى ، جلد 1 ، ص 88 ) 41
بيتل : از مترادفات كلمه معلوم مىشود كه بايد نوعى كك و شپش باشد . مترجم انگليسى آن را « پتل » به معنى بوريا خوانده و در پاورقى توجيهى آورده است ( ترجمه ، جلد 1 ، متن و پاورقى ص 618 ) 325
برانغار : فوج جانب دست راست . . . كه به عربى آن را ميمن خوانند ( آنند ) 230
برچهه : نيزهء سردستى ( متن ) برجه ، برچخ ، برچق ، يك قسم از نيزه ( ل به نقل از ناظم ) 254