تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
دشمنان درگذاشت و مدت حكومت او نه سال بود ، و نعش او را در سهسرام برده پهلوى قبر پدرش دفن نمودند و اين واقعه در سنهء نهصد و شصت و يك ( 961 ) روى داد و از اتفاقات آنكه در اين همين حال سلطان محمود گجراتى كه پادشاهى به صفت نصفت و عدالت و خداپرستى آراسته بود به دست برهان خدمتكار لا برهان له شربت شهادت چشيد و نظام الملك بحرى پادشاه دكن مسافر بحر فنا شد و مير سيد نعمة الله رشوتى تخلص كه از فضلاى بىنظير و مصاحب غالب اسليم شاه بود اين تاريخ يافت . بيت :
سه خسرو را زوال آمد به يك بار * كه هند از عدلشان دار الامان بود يكى محمود شاهنشاه گجرات * كه همچون دولت خود نوجوان بود دوم اسليم شاه آن كان احسان * كه فرزند عزيز شير خان بود سوم آمد نظام الملك بحرى * كه در ملك دكن خسرو نشان بود ز من تاريخ فوت اين سه خسرو * چه مىپرسى « زوال خسروان » بود
اسليم شاه با وجود ناخواندگى ابيات تقريبى بسيار به خاطر داشت و صاحب‌نظر بود . با مير سيد نعمت رشوتى شيوهء مشاعره هميشه مىورزيد و لطايف مىگفت و مىشنفت و انبساط مىنمود و با علما و صلحا اعتقاد عظيم داشت . مىگويند كه چون به الور به قصد سفر پنجاب رسيد ، روزى ملا عبد الله سلطان‌پورى را از دور ديد كه مىآيد . خطاب به مقربان كرده گفت كه هيچ مىدانيد كه اين كه مىآيد ؟ گفتند كه فرمايند . گفت بابر پادشاه را پنج پسر بود از آن جمله چار از هندوستان رفتند و يكى ماند . گفتند آن كيست ؟ گفت اين ملا كه مىآيد . سرمست خان گفت تقريب نگاه داشتن اين‌چنين مفتّنى چيست ؟ گفتند كه چه توان كرد كه بهترى از او نمىبينم و چون ملا عبد الله رسيد او را بر تخت خويش نشستن فرمود و تسبيح مرواريدى كه همان زمان پيشكش از جايى آمده به بيست هزار روپيه قيمت او رسيده بود بخشيد و نماز به جماعت هرگز از او فوت نشدى و از « 1 » كيفيات و مسكرات « 2 » جوز هم نمىخورد .
هامش
( 1 ) . نسخه : و به غير از كيفيت معنى جوز هم . ( 2 ) . در متن : سكرات .