حميده نيز در ذات مسند عالى سيد خضر خان معاين و مشاهد بود . بيت :
سيد كسى بود كه هويدا شود ازو * خلق محمد و كرم مرتضى على
و مجمل احوال ملك مروان دولت آنكه او حاكم ملتان در زمان فيروز شاه بود و بعد از وفات ملك مروان دولت آن اقطاع بر پسر او ملك شيخ مسلم ماند و بعد از فوت ملك شيخ در اندك فرصت بر ملك سليمان مقرر شد و او نيز در آن نزديكى عرصهء عالم را وداع كرد و ولايت ملتان با مضافات و توابع آن از جانب سلطان فيروز شاه بر سيد خضر خان مسلم ماند تا اين تاريخ كه سيد مشار اليه از امرايى به دولت پادشاهى رسيد و اسم پادشاهى بر خود تجويز نكرد . رايات اعلى خطاب يافت و به تاريخ مذكور در كوشك سلطان محمود نزول فرمود و دلهاى خاصّ و عام را به انعام عام و اكرام تمام صيد ساخت و خطابات و مناصب و ولايات بر مقربان خويش تقسيم كرد و هم در سال جلوس ملك نحو را خطاب تاج الملكى داده با جمعيت وافر به جانب شرق رويهء هند نامزد فرمود و او از گذرهاى آب گنگ عبره نموده در ولايت كيتهر درآمد و راىهرسنگ و متمردان آن ديار در جنگل آنوله پناه برده مختفى گشت و كيتهر را به نهب و تاراج داد و مهابت خان حاكم بداؤن نيز آمده او را ديد و راىهرسنگ بيچاره شده ملازمت كرد و خراج و پيشكش هر ساله قبول نمود و تاج الملك و مهابت خان كنارهء آب رهب را گرفته و در گذر سركدوارى رسيده و از آب گنگ عبور نموده ، كافران كهور كه حالا به شمس آباد مشهور است و كنپله و بيتالى را گوشمال داده به قصبهء سكيته و پادهم گذشته به راپرى رفتند و حسن خان و ملك حمزه « 1 » برادر او كه حكومت راپرى داشتند و راىسير حاكم چندوار با كفار گواليار همه آمده به او پيوستند و محصول قبول كردند و سر در ربقهء اطاعت كشيدند و ملك تاج الملك از آنجا به قصبهء جليسر آمده و آن را از قبضهء اختيار كفار چندوار برآورده به دستور سابق در عهدهء تصرف اهل اسلام كه از قديم الايام داشتند باز گذاشته از سرنو ترويج دين اسلام نموده و گماشتهء خويش تعين كرده و كفار آب سياه را گرفته و كفار اتاوه را مالش عظيم داده سمت شهر مراجعت نمود .
و در سنهء ثمان عشر و ثمانمائة ( 818 ) سيد خضر خان پسر خرد ملك مبارك را
هامش
( 1 ) . متن انگليسى :Hamra