تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
خواجه جهان در جونپور به رحمت حق پيوست . رباعى :
تا كى گويى كه ساغر عيش كه خورد * تا كى گويى كه گوى اقبال كه برد اينها چه فسانه است مىبايد رفت * اينها چه حكايت است مىبايد مرد
و ملك مبارك قرنقل خود را مبارك شاه خطاب داده به جاى او بنشست . و در جميد الاول سنهء ثلث و ثمانمائة ( 803 ) شمس خان بيانه و مبارك خان بن بهادر ناهر اقبال خان را ديدند و از ايشان را همراه گرفته در حدود بيتالى كنارهء آب سياه كه به كالاپانى مشهور است با راى سير مقدم آن حدود جنگ صف كرده غالب آمد و تا حد اتاوه تعاقب كفار نمود و چون به قنوج رسيد سلطان الشرق و هيچ‌كدام نتوانستند عبور كرد و كارى نساخته به ولايت خويش بازكشيد و در وقت مراجعت شمس خان و مبارك خان را اقبال خان به غدر كشت و در اين سال ترك بچهء سلطانى كه داماد غالب خان سامانه بود لشكر انبوه به هم رسانيده در تاريخ نهم رجب سال مذكور در نواحى اجودهن با خضر خان جنگ صف كرده منهزم شده در قصبهء بهوهر ( ؟ ) رسيد و غالب خان و امراى ديگر به اتفاق او را به قتل رسانيدند . و در سنهء اربع و ثمانمائة ( 804 ) سلطان محمد بن محمد شاه از خطّهء دهار به دهلى رسيد و اقبال خان اگرچه به استقبال او رفت و به شرايط خدمتكارى و لوازم تعظيم در كوشك جهان‌نما فرود آورد ، اما چون اسباب سلطنت را اقبال خان متصرف بود ، سلطان محمود كينهء او را در دل داشته همراه خود به سمت قنوج برد و در اين سال ملك الشرق مباركشاه وفات يافت و برادر خرد او سلطان ابراهيم قايم مقام او شده به محاربهء سلطان محمود و اقبال خان آمد و سلطان محمود پيش از شروع در جنگ و جدال به بهانهء شكار از لشكر اقبال خان برآمده با سلطان ابراهيم ملاقات كرد و سلطان ابراهيم با او به استغنا پيش آمد و سلطان محمود شاهزاده فتح خان تهورى را كه از جانب مبارك شاه در قنوج متصرف بود برآورده آن قلعه را به قبضهء اختيار خود آورد و عامهء رعايا و سپاهيان قنوج به سلطان محمود پيوستند و سلطان ابراهيم سمت جونپور و اقبال خان به طرف دهلى مراجعت نمود و سلطان محمود تنها بر ديار قنوج قناعت نمود . و در سنهء خمس و ثمانمائة ( 805 ) اقبال خان نواحى قلعهء گواليار را كه در فترات
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 188 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى