تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
تفصيل اين احوال در مقامات شيخ مشرح و مبين است و بعد از فتح به چند روز مسند عالى خضر خان و بهادر ناهر ميواتى كه از ترس در كوهستان ميوات پناه برده بودند ، به ملازمت امير صاحب قرانى آمدند و به غير از خضر خان كه ظاهرا سابقهء خدمتى داشت حكم به اسير ساختن آن مردم شد و لواى مراجعت افراخته و دامن كوه سوالك را گرفته و زلزله در آن كوهستان انداخته به لاهور رسيد و تواريخ اين فتح را « رخا و خار » نيز يافته‌اند و شيخا كهوگهر را كه سابقا به ملازمت امير آمده و به حيلهء لاهور را از سارنگ خان گرفته متصرف گشته بود ، به‌دست آورد و او را با اهل و عيال مقيّد ساخته ، حكم به غارت و بند لاهور شد و خضر خان را ديپالپور و ملتان حواله فرموده بر زبان راند كه دهلى را گرفته به تو بخشيدم و از لاهور به كوچ متواتر از راه كابل به دار الملك سمرقند رفت و خضر خان به جاگير خويش رسيد و در اين ايام چنان قحطى و وبايى در دهلى افتاد كه باعث خرابى تمام گشت . و بقيهء مردم كه مانده بودند در اين حادثه به عالم آخرت شتافتند و تا دو ماه در دهلى پرنده پر نمىزد و در اين فرصت سلطان نصرت شاه كه از پيش اقبال خان هزيمت يافته در ميان‌دوآب رفته بود ميدان خالى ديده به ميرتهه و از آنجا به فيروز آباد رسيده شهر دهلى را حراست نمود و عادل خان و خلايق ديگر كه از دست مغول خلاص يافته بودند از گوشه و كنار آمده بر او جمع شدند و بعد از به هم رسيدن جمعيت شهاب خان را به جانب برن بر اقبال خان نامزد ساخت و در اثناى راه هندويى چند بر شهاب خان شبيخون زده او را به درجهء شهادت رسانيدند و اقبال خان پيش‌دستى نموده فيل و حشم او را خاوندى كرد و كار او روزبه‌روز قوت گرفت و مهم نصرت شاه بر هم خورد و اقبال خان از برن به جانب دهلى روانه گرديد و نصرت شاه از فيروز آباد راه ميوات پيش گرفت و در همان جا به ملك بقا شتافت و طوايف ملوك شتى در چار طرف هندوستان تصرف داشتند . و در سنهء اثنى و ثمانمائة ( 802 ) اقبال خان بر شمس خان اوحدى حاكم بيانه حركت نمود و در نواحى نوه و پتل ميان فريقين تلاقى صفّين روى نمود و نسيم اقبال و فيروزى به جانب اقبال خان وزيد و شمس خان به بيانه رفت و اقبال خان بر ولايت كيتهر لشكر كشيده از راى هرسنگ مال و خدمتى گرفت و هم در اين سال