مملكت بر سرير سلطنت دهلى دم از استقلال زد و او را منازعى در ملك نماند و هم در اين سال مفرح سلطانى حاكم گجرات تمرد ورزيد و ظفر خان بن وجيه « 1 » الملك بدان جانب نامزد شد .
و در سنهء اربع و تسعين و سبعمائة ( 794 ) زمينداران مواس « 2 » مياندوآب فتنه انگيخته قصبهء بلارام را تاختند و اسلام خان بر سر هرسنگراى نامزد شده شكست داد و سلطان تا قنوج و اتاوه رفته و كفار آن ديار را مالش داده و اتاوه را خراب ساخته بازگشته به چيتره كه جاى مألوف و مأنوس او بود آمده شهر محمدآباد بنا نهاد و در اين سال اسلام خان را به تهمت ارادهء بغى سياست فرمود .
و در سنهء خمس و تسعين و سبعمائة ( 795 ) ملك مقرب الملك را بر سر متمردان ولايت اتاوه نامزد كرده تا او قول و قرار كرده باغيان را طلبيده و در قنوج برده به قتل رسانيده به محمدآباد مراجعت نمود و در ماه شوال اين سال چون سلطان را بيمارى طارى شد ، بهادر ناهر بعضى مواضع را از نواحى دهلى تاخت و سلطان با وجود ضعف در كوتله رفت و بهادر جنگى كرد و گريخت و سلطان مظفر به محمدآباد معاودت نموده اهتمام در عمارت فرمود كه بيمارى عود كرد .
و در سنهء ست و تسعين و سبعمائة ( 796 ) شاهزاده همايون خان را بر سر شيخا كهوگهر كه بغى ورزيده لاهور را متصرف شده بود نامزد فرمود و هنوز شاهزاده در شهر متوقف بود كه سلطان از شهرستان وجود به صحراى عدم آباد خراميد و در حظيرهء پدر به كنار حوض خاص مدفون شد و مدت حكومت او شش سال و هفت ماه بود . نظم :
چيست دنيا سراى آفت و شر * خانهء محنت و مكان ضرر
نيست در وى وفا و يارى يار * ديدهام آزمودهام بسيار « 3 »
هامش
( 1 ) . نسخه : حميد .
( 2 ) . نسخه : و مواسيان .
( 3 ) . نسخه : ديده و آزمودهاى صد بار .